تبليغاتX

کاروان عـشـق
موضوع انتخابات دهم با حکمیتی شرعی و قانونی و مستقل، مورد اتفاق نامزدها و مراجع تقلید حل و فصل شود

قلم - از آنجا که بنابر اعلام شورای نگهبان بخشی از تخلفات صورت گرفته در انتخابات دهم ریاست جمهوری بیرون از دایره صلاحیت بررسی آن شورا است و نیز بخش هایی از اعتراضات قانونی علاوه بر شخص وزیر کشور و عوامل و مجریان آن وزارتخانه متوجه نحوه عملکرد تعدادی از اعضای خود شورای نگهبان و تخطی آنها از ضوابط قانونی و نقض بیطرفی است، رسیدن به یک داوری منصفانه در این مورد اساساً نمی تواند در حیطه شورای نگهبان و به طریق اولی در حیطه هیأتی باشد که منتخب این شوراست.

 به گزارش قلم نیوز متن کامل این نامه به شرح ذیل می باشد:

بسمه تعالی

شورای محترم نگهبان

سلام علیکم،

بازگشت به نامه شماره 33512/31/88 مورخ 5/4/1388 معاون اجرایی و امور انتخابات آن شورا، همانگونه که در دو نامه قبلی اعلام گردید گستره تخلفات و تقلبات انجام شده در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری و موارد نقض قوانین از سوی دولت و وزارت کشور که بخشی از آن در نامه مورخ 28/3/88 رئیس سازمان بازرسی کل کشور مستند و وارد تشخیص داده شده به حدی است که منحصر کردن رسیدگی به شکایات مربوط به تخلفات انتخاباتی به بازشماری ده درصد صندوق های رأی نمی تواند به جلب اعتماد و اطمینان مردم کمک کند و افکار عمومی را در خصوص نتایج اعلام شده اقناع نماید.

بر اساس آنچه که قبلاً به آگاهی آن شورا رسید حجم تخلفات و اقدامات مغایر قانون در چهار بخش:

الف. فعالیتها، تبلیغات انتخاباتی و اقدامات تا پیش از روز رأی گیری

ب. عملیات اخذ رأی و شمارش آرا

ج. جمع بندی و اعلام نتایج آرا

د. اقدامات پس از رأی گیری و اعلام نتایج آرا

به گونه ای است که چاره ای جز ابطال انتخابات و برگزاری مجدد آن باقی نگذاشته است. به عنوان نمونه به برخی از اهم عناوین تخلفات و اقدامات مغایر قانون اشاره می شود که از مصادیق "تأثیر در نتیجه کلی انتخابات" موضوع تبصره ماده 33 قانون انتخابات ریاست جمهوری است و ابطال این انتخابات را اجتناب ناپذیر می سازد (تفصیل هر یک از این عناوین به پیوست ارسال می شود):

1. نقض صریح، گسترده و جسورانه ماده 68 قانون انتخابات و استفاده وسیع از امکانات دولتی و منابع عمومی و مداخله آشکار تعدادی از اعضای دولت، مدیران ارشد و استانداران و مدیران اجرایی به نفع نامزد حاکم.

2. عدم رعایت بی طرفی از جانب صدا و سیما و ایراد اتهامات اثبات نشده که بخشی از آنها از سوی دادستان کل کشور عمل مجرمانه تلقی شده است و نیز تبلیغ گسترده و جانبدارانه رسانه های متعلق به دولت ( ایرنا، روزنامه های دولتی و سایتهای خبری ) به نفع نامزد حاکم.

3. وقوع گسترده جرایم موضوع ماده 33 قانون انتخابات ریاست جمهوری در زمینه های زیر که مخالف نص صریح بندهای ماده مذکور اند:

  • خرید رأی از طریق توزیع سود سهام عدالت و پرداختهای نقدی به خانواده های تحت پوشش نهادهای حمایتی و روستائیان و عشایر و نظایر آن.
  • تهدید و تطمیع در امر انتخابات از طریق افراد وابسته به دولت و پرداخت وجوه نقد به اعضای شوراهای اسلامی و افراد ذی نفوذ و ...
  • عدم اطمینان از خالی بودن صندوقها قبل از لاک و مهر و نیز گم شدن یا خارج شدن تعرفه ها و صندوقها از شعب اخذ رأی با توجه به عدم حضور ناظران و گزارشهای واصله.
  • عدم اخذ رأی از بخش قابل توجهی از واجدین شرایط با محدود کردن زمان اخذ رأی و تخلفات متعدد در روز رأی گیری از قبیل مدیریت تعرفه ها و ایجاد کمبود تعرفه در شعب اخذ رأی.
  • تقلب در رأی گیری که علیرغم چاپ بیش از 12 میلیون تعرفه اضافی و نیز چاپ حدود 2.5 میلیون ( و به قولی بیشتر ) تعرفه جدید بدون شماره سریال با مجوز یکی از اعضای شورای نگهبان در روز قبل از رأی گیری، کمبود تعرفه در حوزه های اخذ رأی را شاهد بودیم و بدون تردید با کنترل ته برگ های تعرفه ها با بانک اطلاعات ثبت احوال حجم عظیم آن قابل اثبات است و نیز تخلفات شمارش و تجمیع آرا.
  • توصیه به رأی دادن به نامزد مشخص توسط اعضای شعبه و ناظران و اساساً شکل گیری بخش قابل توجهی از شعب اخذ رأی و ناظران شورای نگهبان از میان هواداران نامزد حاکم.
  • ایجاد رعب و وحشت برای رأی دهندگان و هواداران آنها در یک هفته منتهی به روز اخذ رأی و حمله به ستادها و هواداران در تجمعات قانونی تبلیغاتی در مناطق مختلف کشور.
  • ایجاد محدودیت های متعدد برای نمایندگان ناظر ستادهای نامزدها برای حضور در جلسات هیأت های اجرایی، مراکز شمارش و تجمیع آرا و بخش قابل توجهی از شعب اخذ رأی.
  • قطع سرویس پیام کوتاه در روز رأی گیری به عنوان ابزار پیش بینی شده برای نظارت بر شعب اخذ رأی و انعکاس تخلفات از سوی ناظرین ستادهای اینجانب جهت پیگیری قانونی و قطع تلفنهای همراه و ثابت کمیته صیانت از آرا در زمان تجمیع و اعلام نتایج.

4. طراحی ساز و کاری غیر قابل نظارت و مغایر قانون برای تجمیع آرای شمارش شده و اعلام نتایج آرا به صورت مهندسی شده ( آن هم در حالی که قبل از شروع اعلام نتایج از سوی ستاد انتخابات وزارت کشور، نتایج انتخابات در سایتهای وابسته به دولت، سپاه و روزنامه کیهان درج شده بود )

5. مداخله گسترده و غیرقانونی بخش هایی از نیروهای مسلح قبل و حین انتخابات که خلاف نص صریح نظر حضرت امام (ره) می باشد.

6. وجود بیش از 170 حوزه اخذ رأی با میزان آرای مأخوذه بین 95 تا 140 درصد.

7. حمله به ستادهای انتخاباتی در شهرستانها و تهران و پلمپ ستاد مرکزی اینجانب و دستگیری رئیس و اعضای فعال آن که موجب اخلال در گردآوری کامل اسناد و مدارک تخلفات انتخاباتی گردید.

که همه موارد فوق دال بر وجود تخلفات برنامه ریزی شده و سازمان یافته جدی در امر برگزاری انتخابات است. 

از آنجا که بنابر اعلام شورای نگهبان بخشی از تخلفات صورت گرفته در انتخابات دهم ریاست جمهوری بیرون از دایره صلاحیت بررسی آن شورا است و نیز بخش هایی از اعتراضات قانونی علاوه بر شخص وزیر کشور و عوامل و مجریان آن وزارتخانه متوجه نحوه عملکرد تعدادی از اعضای خود شورای نگهبان و تخطی آنها از ضوابط قانونی و نقض بیطرفی است، رسیدن به یک داوری منصفانه در این مورد اساساً نمی تواند در حیطه شورای نگهبان و به طریق اولی در حیطه هیأتی باشد که منتخب این شوراست، گذشته از اینکه برخی از افراد این هیآت در این انتخابات موضع بیطرف نداشته اند و نسبت به نتایج آن پیش از بررسی، اعلام موضع کرده اند که این مسأله به رفع ابهامات و اقناع افکار عمومی کمک نمی کند.

لذا اینجانب ضمن تأکید مجدد بر ابطال انتخابات به عنوان مناسب ترین راه برون رفت از معضل ایجاد شده و بازسازی اعتماد عمومی و صرفاً برای اینکه راهی نیز جهت رسیدگی از طریق یک هیأت حکمیت ملی گشوده بماند و اعتراض قانونی مردم در مرجعی مورد رسیدگی قرار گیرد که بتواند مورد اجماع ملی و وفاق عمومی بوده و رأی آن مورد قبول عموم رأی دهندگان و مایه اطمینان خاطر مردم باشد، پیشنهاد می کنم که موضوع به حکمیتی شرعی و قانونی و مستقل که مورد اتفاق نامزدها و حمایت آن دسته از حضرات آیات و مراجع عظام تقلید که حل و فصل موضوع را پیگیری نموده اند، باشد ارجاع داده شود.

 میرحسین موسوی

+ نوشته شده در سه شنبه نهم تیر 1388ساعت 19:53 توسط فرشاد |

نامه بدون «بسم الله» به امام (ره)
سيد ح. حسيني
*hhhoseyni@yahoo.com

بسم الله الرحمن الرحيم

خوانندگان محترم سلام عليكم ورحمت الله و عناياته و الطافه و بركاته

و مجددا السلام عليكم!

با توجه به فروكش كردن نسبي التهاب انتخابات اكنون مي‌توان به بررسي بعضي از مسائل پرداخت كه يكي از مهمترين آنها بحث نامه آقاي هاشمي است. اگرچه براي عموم مردم ، خطبه‌هاي نمازجمعه تاريخي رهبر معظم انقلاب - كه سروجان من فداي دست ايثارگرش باد - براي پايان بحثها كافيست. اما براي عده‌اي كافي نيست.

يكي از مهمترين نكاتي كه صدر اعتراضات و تيتر اظهارات منتقدين آقاي هاشمي را در سايتهاي خبري و وبلاگها تشكيل مي‌داد اين بود كه چرا آقاي هاشمي در نامه اش به رهبري سلام نكرده است؟ اين نشانه‌ي بي احترامي است.

از كساني كه براي دومين بار در قم عليه آقاي هاشمي تجمع كردند و به پيغام مخالفت رهبري - كه بنا بر نقل موثق توسط برخي اعضاي دفتر رهبري به تجمع كنندگان منتقل شده بود- توجه نكردند، بعيد نيست كه از كاه كوه بسازند. اما لازم است ذهن افرادي كه تحت تاثير اين تبليغات قرار گرفته اند تنوير شود.

در محاوره حضوري سلام نكردن نوعي بي احترامي تلقي مي‌شود. البته استثنائاتي هم وجود دارد. اما در عرف ما آيا در «نوشتن نامه» هم سلام نكردن نشانه بي احترامي است؟ اگر سالم فكر كنيد قطعا بي احترامي نيست. (البته به شرط اينكه نويسنده‌ي نامه آقاي هاشمي نباشد!).

اگرچه اين حرف نياز به مستند ندارد اما براي صاف شدن ذهنهاي كج، در صحيفه حضرت امام (ره) سيري بكنيد. صدها نامه در انواع مختلف توسط افراد مختلف به حضرت امام (ره) نوشته شده است.

در اين ميان - با عدم احتساب نامه‌هاي مشابه تكراري- بيش از 30 نامه بدون سلام توسط افراد مختلف (از جمله حضرات آيات مهدوي كني ( 1 نامه) ، خامنه اي (4 نامه)، هاشمي (حد اقل 2 نامه) و... ) به حضرت امام نوشته شده است. و نمونه‌ي آن نامه‌ي مشترك رهبر معظم و آقاي هاشمي به امام درباره انحلال حزب جمهوري است كه سلام ندارد.( صحيفه نور، ج‏20، ص: 275)
       

ادعاي اينكه كلمه‌ي سلام از قلم گردآورندگان صحيفه افتاده باشد درست نيست. زيرا آنها كوچكترين كلمه نامه‌ها را ذكر كرده‌اند. و هرجا ذكر نشده باشد سه نقطه گذاشته‌اند. حتي «بسم الله» نامه‌ها هم در هيچ نامه‌اي از قلم نيفتاده است. از جمله در تمام نامه‌هاي رهبر معظم انقلاب . به استثناء يك نامه كه معظم له بسم الله را فراموش كرده اند (صحيفه نور، ج‏18، ص: 228)

به هر حال همه مي‌دانند كه نويسندگان اين نامه‌ها قطعا به محضر امام خميني (ره) بي‌احترامي نكرده اند. زيرا اصولا نامه‌نگاري اقتضائات صحبت حضوري را ندارد. بگذريم.

آنچه كه بايد در نامه آقاي هاشمي به آن به درستي اشاره و انتقاد كرد اين است كه لحن بعضي از قسمتهاي نامه متناسب با ايام ملتهب و خطير منتهي به انتخابات نبود، و احتمال اين بود كه از جهتي مشكل‌ساز شود. البته بحمدالله نشد. ادعاي بعضي كه ميگويند نامه آقاي هاشمي در تشكيل آشوبهاي اخير موثر بود آنقدر مضحك است كه نياز به جواب ندارد.

اما به هرجهت اصل نامه نوشتن آقاي هاشمي و مقابله ايشان با سياه‌نمايي‌ها (تعبير سياه نمايي را خود رهبر معظم بكار بردند. اميدوارم مرا ببخشيد) كه توسط رئيس قوه مجريه نظام عليه گذشته‌ي همين نظام و مسئولين آن صورت گرفت، امري ضروري بود كه نمي‌شد آنرا به بعد انتخابات واگذار كرد.

براي درك اين مسئله لازم است با گروهي از صاحبان آراي خاموش كه در اين انتخابات روشن شدند آشنا شويد. افرادي كه كمترين دل‌خوشي به اين نظام نداشتند. سالها بود رنگ صندوق انتخابات را نديده بودند و در دوره اخير هم بناي راي دادن نداشتند. اما بعد از آن مناظره جنجالي تصميم گرفتند به «آقای محموداحمدی نِژاد» رأي دهند.

(قبل از ادامه مطلب، اميدوارم آقاي احمدي‌نژاد از بيان اين مطالب احساس اهانت نكنند. اين نگارنده به هيچ وجه خدمات كم‌‌سابقه 4 ساله ايشان را انكار نمي‌كند.همين بس كه ايشان 4 سال نه روي مبل بلكه روي خاك، دردها و مشكلات مردم را شنيدند و براي رفع آنها همت گماشتند.اجرشان با خداوند).

داشتم ميگفتم... تصميم گرفتند به «آقا محمود» رأي دهند.اما نه بخاطر علاقه به نظام و انقلاب، و حتي نه از روي علاقه به شخص آقاي احمدي نژاد، بلكه براي تقويت جرياني كه « آخوندهاي دانه‌درشت نظام را به زمين زد».زمزمه زير لب آنها (با عرض پوزش از همه علاقه‌مندان به رهبري) اين بود: « كي نوبت به [حضرت آيت الله] خامنه‌اي ميرسد؟»

آيا براي شما جالب نيست كه رهبر معظم انقلاب در اولين سخنراني مردمي بعد انتخابات (نمازجمعه) دقيقا روي همين روحاني‌هاي دانه درشت نظام دست مي‌گذارند و- با اينكه خودشان فرمودند بناي من بر اسم بردن در نمازجمعه نيست- از آنها اسم برده و خدمات طولاني آنها از قبل انقلاب «تا امروز» (تعبير رهبر معظم) را متذكر مي‌شوند؟

لازم به ذكر است سكوت رهبر معظم در ايام انتخابات اگرچه باعث تحير و نگراني بسياري از دلسوزان انقلاب شد- و اين امر در تماسهاي متعدد مردم با دفتر رهبري مشهود بود- اما در موقعيت خطير انتخابات ايشان مصلحت را در سكوت ديدند. اگرچه به شخص آقاي احمدي‌نژاد خصوصي تذكر دادند).

خطبه‌هاي معظم‌له را مرور كنيد. قسمت عمده‌ي نقد ايشان به مناظرات به رقباي آقاي احمدي‌نژاد بر مي‌گشت. و البته طبيعي هم بود. لااقل از حيث كمي در يك طرف سه نفر سياه نمايي كرده اند و در طرف ديگر يك نفر. بررسي كيفي سياه نمايي‌ها و مقايسه آنها در اين وجيزه نمي‌گنجد. اما به هر حال سياه نمايي‌ها عليه دولتي كه 4 سال با بيشترين حجم كار به مردم خدمت كرده است به هيچ وجه قابل توجيه نيست. و ناشايست‌تر از آنها بيانيه‌هاي خجالت آور بعضي از كانديداها پس از خطبه فصل الخطاب جمعه رهبري است، كه نقد آنها مثنوي هفتادمن كاغذ است.

اما ببينيم آنچه رهبري با عنوان «سياه نمايي» به سخنان آقاي احمدي‌نژاد نسبت دادند مصاديقش چه بود؟ يكي از قطعي‌ترين مصاديقش اين بود كه آقاي احمدي‌نژاد ، هاشمي را متهم كرد كه براي فروپاشي دولت نهم - كه منتخب اكثريت مردم و مورد تنفيذ رهبر معظم انقلاب بوده- تلاش مي‌كند و پيش بيني آنرا هم به يك رئيس عرب نامه‌نگاري مي‌كند. اين اتهام به‌ نظر شما چقدر وسيع است؟ آيا آنقدر بزرگ نيست كه در صورت صحت، آبروي متهم – و در صورت عدم صحت،‌آبروي گوينده- را براي هميشه مزين به «نشان رسوايي» كند؟

مي‌گويند: چرا آقاي هاشمي به رهبري (و نه كس ديگر) نامه نوشت؟

شما قضاوت كنيد. آقاي هاشمي بعد از تذكر خصوصي‌اش به آقاي احمدي‌نژاد و بعد از رد تقاضاي ارائه توضيحات در رسانه‌اي كه اتهامات در آن مطرح شده، به چه كسي بايد نامه مي‌نوشت؟

به رئيس قوه قضائيه؟

مگر آقاي احمدي نژاد در آن مناظره - عملا- نشان نداد كه اين قوه صلاحيت و توانايي رسيدگي و مبارزه با جرم را ندارد؟! بطوري‌كه رئيس قوه مجريه مجبور است! بدون برگزاري دادگاه به اعلام اسامي مجرمين بپردازد.

به رئيس قوه مقننه؟

همان كسي كه اخيرا بخاطر يك انتقاد منطقي اما محترمانه به شوراي نگهبان ، او را تبديل به « مخالف دولت و رهبري» كردند؟!

به رئيس قوه مجريه؟!!

باز خطبه‌هاي رهبري را مرور كنيد. ايشان فرمودند هاشمي در حساسترين مقاطع در خدمت انقلاب و نظام بوده است...اما دقت كنيد. ايشان نفرمودند آقاي هاشمي « به دنبال رهبري» يا «در مسير رهبري» (يا تعابيري از اين قبيل) بوده است. فرمودند «در كنار رهبري» بوده است. آيا اين تعبير شما را به ياد امضاي آخر نامه آقاي هاشمي نمي‌اندازد؟ « دوست، همراه، و هم سنگر ديروز، امروز و فردايتان.اكبر هاشمي رفسنجاني»

كلام طولاني شد اما چاره‌اي نيست. اينجانب (نگارنده اين سطور) به عملكرد گذشته آقاي هاشمي انتقادهاي شديد داشته و دارم. در انتخابات قبلي به آقاي هاشمي رأي ندادم. نه بخاطر اينكه «هاشمي دور از رهبري » بود. بلكه بخاطر اينكه «نظراتش دور از نظرات رهبري» بود. تمام مشكلات مخالفان - دلسوز اما كم‌فكر- آقاي هاشمي اين است كه ذهن آنها نمي‌تواند بين اين دو مقوله تفكيك كند. اما رهبر معظم به خوبي اين تفكيك را نشان دادند.

مي‌گويند: اختلاف آقاي هاشمي با رهبري در بحث عدالت اجتماعي،‌ سياست خارجي و... نشانه ضديت ايشان با مسير انقلاب و رهبري است.

يك سوال دارم. فرض كنيد يكي از مسئولين « اقدام به يك كار را خدمت به كشور و انقلاب بداند» و در مقابل او رهبر كشور « همان اقدام را خيانت به كشور و انقلاب بداند» .آيا اختلاف نظري عميقتر از اين برايتان متصور است؟ حال با فرض چنين اختلافي به نظر شما آيا آن شخص «ضد رهبر» است؟ اگر پاسختان مثبت باشد معلوم ميشود از تاريخ انقلاب كاملا بي‌اطلاعيد. سري به سايت مركز اسناد انقلاب اسلامي بزنيد (كه زير نظر آقاي حسينيان - حامي پروپاقرص آقاي احمدي‌نژاد - اداره ميشود). در آنجا «ماجرای نخست وزیری مجدد مهندس موسوی» را مطالعه كنيد.

(http://www.irdc.ir/fa/content/6948/default.aspx)

در آن زمان تشخيص حضرت آيت الله خامنه‌اي(دام ظله) اين بود كه تغيير نخست وزير به نفع كشور و خدمت به انقلاب است. ايشان با اينكه نظرشان مخالف نظر امام بود بر نظرخود پافشاري كردند و فرمودند تا وقتي امام خميني حكم حكومتي –كه اطاعت بي‌چون و چراي آن واجب است- ندهند من نظرم همين است و حجتي براي عمل به خلاف آن ندارم. تا اينكه امام خميني آن جمله تاريخي را فرمودند: «انتخاب غیر از ایشان(موسوي)خیانت به اسلام است» . و در آنجا بود كه حضرت آيت الله خامنه‌اي – كه خدا سايه پربركتشان را از سر ما كوتاه ننمايد- با انتخاب مجدد آقاي موسوي موافقت كردند، نه از آن جهت كه « نظر امام» اين بود. بلكه از اين جهت كه «حكم امام»‌ اين بود. و اين نمايش بزرگي از اوج ولايت‌پذيري ايشان نسبت به امام راحل بود. بي‌دليل نبود كه بعدها حضرت امام ايشان را لايق رهبري امت دانستند. سالهاست از آن زمان مي‌گذرد و هر روز اين لياقت و شايستگي روشن و روشنتر مي‌شود. حفظه الله للاسلام و المسلمين و خذل اعدائه اجمعين.

البته نقل اين واقعه باعث سوء تفاهم نسبت به نگارنده نشود. نور بر مرقد آن پير جماران ببارد كه فرمود: «ميزان، حال فعلي افراد است». و همين جمله بود كه خيال ما را براي رأي ندادن به آقاي موسوي راحت كرد.

« سيد ح. حسيني»
حوزه علميه قم
 
منبع: خبرگزاری آینده
+ نوشته شده در یکشنبه هفتم تیر 1388ساعت 21:59 توسط فرشاد |

بیانیه شماره هشت مهندس میر حسین موسوی

 

قلم - مهندس میرحسین موسوی با بیان اینکه از پاسخگویی در برابر اتهامات واهمه ای ندارد، تاکید کرد: آماده ام تا نشان دهم چگونه کسانی که عملشان در راستای ایجاد هرج و مرج در کشور، تضعیف نظام و منافع بیگانگان است، تلاش نمودند به بهانه تخریب‌گری های عناصری نامعلوم، جنبش سبز شما را اغتشاشگری و وابسته به بیگانه معرفی کنند.

به گزارش قلم نیوز، متن بیانیه شماره هشتم مهندس میرحسین موسوی به این شرح است:

بسمه تعالی

مردم هوشیار و شریف ایران

طی روزهای اخیر، صدا و سیما، خبرگزاری های دولتی، برخی روزنامه های دولتی و سایت های اینترنتی وابسته به دولت و روزنامه کیهان، بخش عمده ای از فضای خود را به وارونه جلوه دادن آنچه قبل، حین و پس از برگزاری دهمین انتخابات ریاست جمهوری ایران رخ داد، اختصاص داده اند. آنها با استفاده از امکاناتی که متعلق به شماست، نه تنها به پنهان ساختن تخلفات و حوادث دلخراشی که در ایام اخیر اتفاق افتاد، می پردازند بلکه مسوولان مستقیم و غیرمستقیم آن را کسی معرفی می کنند که تنها شما را در مسیر احقاق حقی که داشته اید، همراهی کرده است.

واقعیتی که آنان بیهوده تلاش می کنند نادیده انگارند آن است که در این انتخابات تقلبی بزرگ اتفاق افتاده و پس از آن، معترضان به این وضعیت به گونه ای غیرانسانی مورد هجوم قرار گرفته و کشته، زخمی و یا بازداشت شده اند. اگر با مسببین جنایت کوی دانشگاه در 18 تیر 1378 به گونه ای مناسب و قانونی برخورد می شد، امروز شاهد تکرار آن فجایع در ابعادی وسیع تر و وارونه جلوه دادن واقعیت ها به گونه ای جسورانه تر نبودیم.

همان ها هستند که هنوز با اتکاء به امکاناتی که متعلق به عموم مردم است در راستای منافع گروهی خود بی پروا به دروغ گویی و پرونده سازی برای دیگران ادامه می دهند و افعالی را که خود عامل آن هستند را به بنده نسبت می دهند. آنان غافلند که موسوی با این ترفندهایی که ماهیت آن برای همه مردم روشن شده است، از صحنه بیرون نمی رود. آنچه در این روزها رخ داد اصل نظام جمهوری اسلامی را که میراث امام بزرگوار و شهدای گرانقدرمان است هدف قرار داده و این چیزی نیست که بتوان به سادگی از کنار آن گذاشت و با طرح اتهاماتی اینگونه و تهدید به محاکمه از آن صرف نظر نمود.

من نه تنها از پاسخگویی در برابر این اتهامات واهمه ای ندارم بلکه آمادگی دارم تا نشان دهم چگونه مجرمان انتخاباتی در کنار مسببان اصلی اغتشاشات اخیر قرار گرفتند و خون مردم را بر زمین ریختند و اکنون کوشش می کنند، صحنه هایی را که صدها شاهد و ده ها تصویر آن را گواهی می دهند به گونه ای دیگر جلوه دهند؛ آماده ام تا نشان دهم چگونه کسانی که عملشان در راستای ایجاد هرج و مرج در کشور، تضعیف نظام و منافع بیگانگان است، تلاش نمودند به بهانه تخریب‌گری های عناصری نامعلوم، جنبش سبز شما را اغتشاشگری و وابسته به بیگانه معرفی کنند؛ ولی حاضر نیستم به خاطر مصالح شخصی و هراس از اینگونه تهدیدها از ایستادگی در سایه شجره سبز استیفای حقوق ملت ایران که امروز به خون به ناحق ریخته شده جوانان این کشور آبیاری شده است، لحظه ای صرف‌نظر نمایم. از مجموع آرای ریخته شده در صندوق ها تنها یک رأی متعلق به من است و شما به خوبی می دانید که مشکل آنها با میلیون ها رأیی است که جوابی برای سرنوشت آنها ندارند.

باز هم از عموم ملت شریف ایران متواضعانه درخواست می کنم با حفظ آرامش و پرهیز از ایجاد تنش، در دام بدخواهان که کوشش می کنند این حرکت گسترده اجتماعی را شورش و اغتشاش و وابسته به بیگانه قلمداد کنند، نیفتند و با زیرکی و هوشیاری که ویژگی ممتاز شماست این توطئه ها را مهار نمایند. تداوم اعتراض در چارچوب قانون و با رعایت اصول و مبانی نشأت گرفته از انقلاب اسلامی، راهبرد اصلی است که ضامن تداوم و دسترسی به اهداف شماست.

دشمن خارجی با همراهی یاران جاهل و طماع خود در داخل بر آنست که مطالبات این حرکت عظیم خودجوش را به خوارج بیرون از نظام نسبت دهد و حتی الله اکبرهای از دل برآمده شما را چون قرآن های سر نیزه معرفی کند. بر ماست که با رفتار و گفتار خود این توطئه شوم را خنثی نماییم.

 

برادر و خدمتگزار شما - میرحسین موسوی

چهارم تیر 1388

+ نوشته شده در یکشنبه هفتم تیر 1388ساعت 20:56 توسط فرشاد |

قلم - میرحسین موسوی در بیانیه هفتم خود با تاکید بر حق ملت ایران در استفاده از ظرفیت های قانون اساسی برای ابراز مخالفت با آنچه در انتخابات اخیر و پس از آن روی داده، آورده است: تحلیل نادرست دولت از شرایط اجتماعی حاکم، راه را برای نفوذ بیگانگان در تحولات کشور باز می کند.


به گزارش قلم نیوز، متن بیانیه شماره هفت مهندس موسوی به این شرح است:

بسمه تعالی

هموطنان عزیز

در پی مانع تراشی ها و تهدیدهای مکرر که در عمل،انتشار روزنامه کلمه سبز را پس از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری متوقف کرده بود، به این حد نیز اکتفا نشد و شبانگاه دوشنبه 1/4/88 دفتر روزنامه مورد هجوم مأموران امنیتی قرار گرفت و کارکنان شریف آن، دستگیر و روانه بازداشتگاه شدند.

در حالی که مقامات کشور و رسانه های دولتی مرتبا بر قانون و اجرای آن تأکید می کنند و معترضان به تقلب وسیع صورت گرفته در انتخابات، به قانون شکنی متهم می شوند، چنین برخوردی با روزنامه ای که با اخذ مجوز قانونی شروع به انتشار نموده و مسوولان، دبیران، خبرنگاران و کادر فنی و اداری آن، غیرقابل درک است، مگر با قبول آنکه برای عده ای حاکمیت قانون تا جایی پذیرفته است که برای محدود کردن اعتراض مخالفان باشد و نه چیزی دیگر.

این قانون شکنی در حالی صورت می گیرد که دیگر رسانه هایی که از طریق آنان ارتباط اینجانب با جامعه برقرار می شد و نیز مطبوعات و رسانه های غیردولتی مورد محدودیت جدی قرار گرفته اند و تنها مجرای باز برای اطلاع رسانی به مردم جریان خبرسازی یک سویه رسانه ملی و رسانه های دولتی است و متأسفانه جامعه را به سمت دریافت اطلاعات از طریق رسانه های خارجی سوق می دهد.

این برخوردهای غیرقانونی، مبتنی بر تحلیل نادرست دولت از شرایط اجتماعی حاکم است که راه را برای نفوذ بیگانگان در تحولات کشور باز می کند و حرکت در مسیر اصلاح امور جامعه را در چارچوب مبانی نظام جمهوری اسلامی دشوار می سازد.

ضمن اعتراض شدید به تداوم این رویه های غیرقانونی، بر حق ملت ایران در استفاده از ظرفیت های قانون اساسی برای ابراز مخالفت با آنچه در انتخابات اخیر و پس از آن روی داده تأکید می نمایم و آن را جزء لاینفک حقوق آنها بر اساس این سند میثاق ملی می‌دانم و بر پیگیری آن اصرار می‌ورزم.

 برادر و خدمتگزار شما- میرحسین موسوی

چهارم خرداد 1388

+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت 16:35 توسط فرشاد |

«علي احمدي»، نماينده محسن رضايي برای پيگيري شكايات انتخاباتي، در واكنش به سخنان سخنگوي شوراي نگهبان اعلام كرد كه بازشماري آرا به دليل عدم همكاري شوراي نگهبان و وزارت كشور در هيچ‌يك از استان‌ها و حوزه‌هاي مورد توافق صورت نگرفته است. 

وی در گفت‌وگو با سایت شخصی رضایی ضمن بیان مطلب فوق، در ادامه بیان داشت: در استان كرمانشاه نیز كه بازشماري آغاز شده بود به‌دليل عدم دسترسي نمايندگان ما به همه كنترل‌هاي لازم و فرم‌هاي كليدي 22،23،28و 29 اين بازشماري در همان ابتدا متوقف شده است، بنابراين سخنان كدخدايي و اطلاعيه ستاد انتخابات كشور خلاف واقع بوده و تكذيب مي‌شود. 

علی احمدی تاکید کرد كه دلايل و مستندات اخلال و عدم همكاري در بازشماري طي دو نامه مفصل به اطلاع جناب كدخدايي رسيده است. 

وي افزود كه البته اگر آقايان اظهارات خلاف واقع را تكذيب نكرده و به چنين سخناني ادامه دهند آن موقع مجبور خواهيم شد مكاتبات با شوراي نگهبان و دلايل و مستنداتي كه منجر به انصراف و عدم پيگيري رضايي از بازشماري آرا شده است را منتشر کنیم تا ملت شريف ايران در جريان حقايق اين اقدام و وقايع پشت صحنه آن قرار گيرند. 

نماينده دكتر محسن رضايي در شوراي نگهبان ضمن هشدار و انتقاد از سوء‌استفاده برخي از افراد و رسانه‌ها از ايثار، صبوري و متانت ايشان، تاكيد كرد: ما حق پيگيري و شكايت از خاطيان و متخلفان احتمالي حقيقي یا حقوقي انتخابات دهمین دوره رياست‌جمهوري در مراجع قانوني و قضايي وفق اصول 34 و 159 قانون اساسي و ماده 94 قانون انتخابات ریاست‌جمهوری كشور را براي خود محفوظ مي‌دانيم. 

+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت 13:15 توسط فرشاد |

 موضع مقتدرانه علي لاريجاني در مقام رئيس مجلس در برابر موج تخريب‌ها ،تلاش حاميان احمدي‌نژاد براي مطيع كردن وي را وارد فاز جديدي كرد. اعضاي فراكسيون انقلاب (حاميان احمدي‌نژاد در مجلس) با مطرح كردن پروژه استيضاح هيات رئيسه درصدد تخريب بيش از پيش علي لاريجاني به خاطر حمايت‌هاي تلويحي‌اش از موسوي برآمدند. 

اولتيماتوم به لاريجاني در ديداري خصوصي
به همين منظور سران فراكسيون انقلاب همچون روح‌الله حسينيان، مرتضي آقا تهراني و حميدرسايي در نظر دارند بعدازظهر سه شنبه آتي در ديداري خصوصي با رئيس مجلس با برشمردن نقدهايشان از رياست مجلس به وي براي تصحيح نحوه سكانداري بهارستان اولتيماتوم دهند. نحوه موضعگيري لاريجاني در حمايت از اعتراضات معترضان به نتيجه انتخابات و زيرسوال بردن آراي احمدي‌نژاد در انتخابات با انتقاد به شوراي نگهبان به خاطر جانبداري از احمدي‌نژاد دو محور اصلي نقدهاي اين جريان به رياست مجلس است. 

به همين منظور بنا به گفته يكي از اعضاي اين فراكسيون، در اين‌جلسه به لاريجاني گفته خواهد شد در صورتي كه با پايان دادن به فعاليت كميته ويژه‌اش براي پيگيري حوادث اخير نحوه موضعگيري‌هايش را رسما تغيير ندهد طرح استيضاح هيات‌رئيسه را براي بركناري وي به جريان خواهند انداخت . قابل ذكر است كه براساس ماده 25 آيين‌نامه داخلي مجلس هرگاه نمايندگان به كيفيت اداره جلسات مجلس و نحوه ايفاي وظايف رئيس يا ساير اعضاي آن معترض بودند مي‌توانندطي تقاضاي كتبي با امضاي حداقل 25نفر اين درخواست را به كميسيون ويژه آن ارائه و بركناري فرد يا افراد مذكور را بررسي و ظرف 10 روز در جلسه‌اي به راي نمايندگان بگذارند. 

انگيزه قوي حاميان احمدي‌نژاد براي تخريب لاريجاني
آنچه سبب شده است تا حاميان احمدي‌نژاد در تخريب و بركناري لاريجاني از رياست وي بر مجلس جديت ويژه‌اي به خرج دهند. لبريز شدن كاسه صبر آنها به واسطه انتقادهاي لاريجاني در مقام رئيس مجلس به اقدامات احمدي‌نژاد در مقام رئيس دولت نهم است كه در زمان بودجه‌نويسي و حذف هدفمند كردن يارانه استارت خورد و با نامه‌نگاري وي با احمدي‌نژاد تشديد شد و در نهايت با تلاش‌هاي لاريجاني به عنوان رئيس فراكسيون اكثريت براي ممانعت از صدور بيانيه‌اي در حمايت از كانديداتوري احمدي‌نژاد به اوج خود رسيد . 

به همين منظور موضعگيري‌هاي دو پهلوي رئيس مجلس در خصوص وقايع اخير سبب شده است طاقت آنها طاق شود و پروژه تخريب لاريجاني را كليد بزنند كه اين پروژه نيز با بي‌توجهي لاريجاني وارد فاز جديد و البته پرخطري شده است.
 
عامل ديگري كه باعث انگيزه دادن به حاميان احمدي‌نژاد براي تشديد فشارهاي سياسي بر لاريجاني مي‌شود اتصال و ارتباط آنها با احمدي‌نژاد و در نتيجه قدرتي فراتر از لابي‌هاي درون مجلسي است ضمن اينكه اين بار پروژه تخريب لاريجاني نيز فقط محدود به مجلس نمي‌شود بلكه طرح برنامه‌ريزي شده و هدفمندي است كه از حاميان احمدي‌نژاد در خارج از مجلس شروع و از رسانه‌هاي تحت اختيار حاميان افراطي دولت سر بلند كرده است. مصداق اين امر در گزارش‌هاي مكرر خبرگزاري رسمي‌دولت و روزنامه حامي‌احمدي‌نژاد به مدير مسوولي مهرداد بذرپاش است. 

موضع قدرتمندانه لاريجاني با پروژه تخريب
آنچه كه سبب شده است حاميان احمدي‌نژاد براي مقابله با ايستادگي رئيس مجلس در مقابل خواسته آنها پروژه تخريب لاريجاني را در قالب طرح استيضاح براي مطرح كردن بي‌كفايتي نماينده قم براي عهده‌داري سكانداري بهارستان مطرح كنند، موضع قدرتمندانه رئيس مجلس در قبال تلاش اين جريان براي استفاده از تريبون بهارستان است . 

به همين منظور در حالي كه در جلسه علني ديروز مجلس ستار هدايت‌خواه از حاميان احمدي‌نژاد در مجلس قصد داشت در قالب تذكر آيين‌نامه‌اي نحوه موضعگيري لاريجاني در خصوص ناآرامي‌هاي اخير كشور را زير سوال ببرد، رئيس مجلس بي‌تفاوت به اصرار وي براي بيان تذكر سياسي‌اش مانع از ادامه سخنان وي شد. اين در حالي بود كه نماينده بويراحمد و دنا مدام با استناد به ماده 11 بند 23 آئين‌نامه داخلي مجلس مدام بر حفظ اقتدار و جايگاه مجلس از سوي رياست آن تاكيد مي‌كرد. اين در حالي بود كه لاريجاني به محض مطلع شدن از محتواي تذكر وي مقتدرانه مانع از ادامه سخنان وي شد. 

كوچك‌زاده: كميته ويژه به درد خود لاريجاني مي‌خورد
از سوي ديگر نيز قابل هضم نبودن موضعگيري‌هاي علي لاريجاني براي جريان حامي احمدي‌نژاد سبب شده است تا فراكسيون انقلاب بي‌پروا عملكرد شخص لاريجاني را در راس كميته ويژه مجلس مورد حمله قرار دهد تا شايد مانع از اعلام نظر رسمي‌مجلس در هواداري از كانديداهاي اصلاح‌طلب و حاميانشان شود. 

در همين راستا مهدي کوچک‌زاده ،نماينده تهران در انتقاد به موضعگيري‌هاي لاريجاني گفت: سخنان و مواضع لاريجاني قطعا نظرات شخصي خودش است و نمي‌تواند به عنوان نظر مجلس اين سخنان را بيان کند. عضو فراکسيون انقلاب در خصوص اعلام مواضع لاريجاني از حوادث اخير ادامه داد: مسير قانوني براي تحقيق در مساله و شکل‌گيري کميته تحقيق طي نشده و البته نتايج اين کميته هم به درد خود لاريجاني مي‌خورد. وي خاطرنشان کرد: تاکيد مي‌کنم مواضعي که لاريجاني در خصوص مسائل اخير بيان مي‌کند مواضع شخصي خودش است و ربطي به کليت مجلس ندارد. 

كوثري: مواضع لاريجاني مورد رضاي نمايندگان نيست
در ادامه اظهارات كوچك‌زاده اسماعيل کوثري، عضو فراكسيون حاميان احمدي‌نژاد نيز در ارزيابي مواضع علي لاريجاني رئيس مجلس درباره ناآرامي‌هاي اخير گفت: دراين رابطه فقط يک جمله مي‌توانم بيان کنم مبني بر اينکه سخنان لاريجاني آنچنان که مورد رضاي نمايندگان بايد باشد، نيست. 

آنچه سبب شده است تا حاميان احمدي‌نژاد با توسل به پروژه تخريب رئيس مجلس و زير سوال بردن اعضاي اين فراكسيون خواهان پايان بخشيدن به فعاليت‌هاي كميته ويژه شوند چارچوب فعاليت‌هاي اين كميته است هرچند كه بنا به دستور لاريجاني اين كميته براي ريشه‌يابي عوامل اغتشاشات اخير به ويژه حوادث كوي دانشگاه و مجتمع سبحان فعال شد اما ديدار‌هاي اعضاي اين كميته با كانديداها و مقامات كشور كه مستقيم يا غيرمستقيم با انتخابات در ارتباط بودند و به طور كلي تحقيق و تفحص از انتخابات و ميزان سلامت انتخابات حاميان احمدي‌نژاد را هراسان كرده است

+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت 13:14 توسط فرشاد |

ایلنا: کاخ سفید اعلام كرد كه دعوت از دیپلمات‌های ایرانی برای شرکت در مراسم جشن روز استقلال این کشور را پس گرفته است. 

گزارش ايلنا به نقل از بي‌بي‌سي، «رابرت گیبس»، سخنگوی کاخ سفید در جلسه مطبوعاتی روز گذشته تاکید کرد كه دعوت سفارتخانه‌های آمریکا در سراسر جهان از ديپلمات‌هاي ايراني دیگر اعتبار ندارد. 

وي علت پس گرفتن دعوت از اين دیپلمات‌ها را رويدادهاي روزهای گذشته ايران عنوان کرد. 

«هیلاری کلینتون»، وزیر خارجه ایالات متحده اوائل ماه ژوئن به سفارتخانه‌های این کشور در سراسر جهان اجازه داده بود تا از دیپلمات‌های ایرانی برای شرکت در مراسم روز ملی آمریکا که همه ساله چهارم ماه جولاي در سالگرد استقلال این کشور از انگليس برگزار می‌شود، دعوت کنند. 

این نخستین دعوت از دیپلمات‌های ایرانی برای شرکت در مراسم رسمی سفارتخانه‌های آمریکا از زمان قطع روابط دو کشور بود.
این تصمیم هم‌زمان با تغییر راهبرد آمریکا در برابر ایران و تلاش برای گفت‌وگوی مستقیم با این کشور اتخاذ شده بود. 

+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت 12:59 توسط فرشاد |

70 نفر از اساتید عضو انجمن اسلامی مدرسان دانشگاه های کشور دستگیر شدند.

به گزارش «کلمه»، عصر امروز مهندس میرحسین موسوی جلسه ای با اساتید عضو انجمن اسلامی مدرسان دانشگاه های کشور داشت که بعد از این دیدار 70 نفر از افراد حاضر در جلسه دستگیر شدند.
درباره مکانی که این اساتید دانشگاه را به آنجا منتقل کردند اطلاعی در دسترس نیست.
 
اخبار تکمیلی متعاقبا اعلام می شود.

+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت 12:55 توسط فرشاد |

شرح آنچه در هجوم به روزنامه کلمه سبز اتفاق افتاد //فتنه گران بدنبال جعل کانون های فتنه!


این روزها رسانه های دولتی دست اندرکاران پروژة «دیگر» سازی منتقدان نتایج ریاست جمهوری و در رأس آنها، آقای مهندس موسوی هستند. یکی از قطعات این پروژه، تبدیل قضیة اشغال دفتر روزنامة کلمة سبز در میدان هفتم تیر است که با ذوق زدگی فراوان، از آن به عنوان کشف یکی از ستادهای بحران ساز نام برده می شود. هرچند مردم آگاه ایران با اینگونه شگردها به اندازه ي کافی آشنا هستند، اما دکتر سید علیرضا حسینی بهشتی(فرزند شهید بهشتی) از سردبیران روزنامه کلمه سبز گزارش کاملی از آنچه در روز دوشنبه گذشته اتفاق افتاد ارائه کردند که پیش روی شما است: 

بعد از ظهر روز دوشنبه 1/4/88 بخشی از کارکنان روزنامة کلمة سبز برای دریافت دستمزد و نیز برنامه ریزی برای راه اندازی مجدد، در دفتر روزنامه واقع در میدان هفتم تیرماه حضور یافتند. عده ای از افراد با لباس شخصی به نگهبانی دستور باز کردن درهای ساختمان می دهند که وی مطابق دستورالعمل مدیریت ساختمان و بر اساس هشدارهای شورای امنیت کشور مبنی بر احتمال حمله ی آشوب طلبان، امتناع کرده و موضوع را به مدیریت اطلاع می دهد. معاون سردبیر برای اداره ی مسأله به نگهبانی رفته و از آن افراد که ادعا می کردند از از طرف پلیس امنیتی آمده اند می خواهد تا حکم ورود و بازرسی را نشان دهند که با امتناع افراد مذکور مواجه می شود. سرانجام گروه مذکور با شکستن حفاظ در وارد ساختمان شده و ضمن حبس کارکنان در اتاق های کارشان، به تفتیش مکان می پردازند. در این اثنا اینجانب از وضعیت مطلع شده و به دفتر روزنامه رفته و از سرگروه مربوطه علت امر را جویا شدم. به ادعای ایشان گزارش شده بود که از بالای ساختمان برخی از افراد مشغول گرفتن عکس از میدان مملو از نیروهای امنیتی و نیز گروه هایی از مردم معترض بوده اند. همچنین، بنا بر گزارش یکی از همسایگان، دو نفر از پشت ساختمان و از طریق حیاط منزل مجاور گریخته اند که بعدا معلوم شد نگهبان و پیک روزنامه بوده اند که دچار وحشت شده و اقدام به فرار نموده اند. به هنگام مذاکره با گروه تفتیش متوجه شدم که به علت وجود تصاویر آقای موسوی بر روی تابلوهای اعلانات که از روزهای قبل از تعطیلی روزنامه باقیمانده بود، دارای این تصور بودند که گویی مکان مذکور ستاد مخفی هدایت تظاهرات خیابانی است و افراد حاضر در آن هم از اعضای فعال آن ستاد است. توضیح داده شد که همانطور که تابلوی بزرگ سردر ساختمان نشان می دهد، مکان متعلق به دفتر روزنامه کلمه سبز است. متأسفانه با وجود رفتار مؤدبانه سرگروه مذکور و توضیحات لازم، کلیه رایانه ها، لوح های فشرده و اوراق جمع آوری شد و کارکنان روزنامه بازداشت و با ون به مقر پلیس منتقل گشتند. این کل داستانی است که آشوب طلبان واقعی مستقر در روزنامه های دولتی با آب و تاب به عنوان کشف کانون فتنه از آن نام می برند. ملت شریف و بزرگوار ایران اما، بخوبی از مسیر حوادث آگاه است و تسلیم اینگونه جوسازی ها نخواهد شد. در این میان، کسانی که مردم را هیچ می انگارند در تارهای انگاره های خود گرفتارند. آیا روزی بیدار خواهند شد؟
سید علیرضا حسینی بهشتی

منبع: کلمه

+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت 12:41 توسط فرشاد |

به گزارش خبرنگار ايلنا، شب گذشته محمود احمدي‌نژاد از نمايندگان مجلس دعوت كرده بود تا براي تقدير از آنها به منظور حمايت از وي در انتخابات رياست جمهوري دهم در ساختمان رياست جمهوري حضور يابند. 

به گفته يكي از نمايندگان، اين ديدار با استقبال محدودي از نمايندگان مواجه شد و بار ديگر جاي سران مجلس از جمله علي لاريجاني،‌محمدرضا باهنر، احمد توكلي و غلامعلي حداد عادل خالي بود. اين چهره‌ها در ديدارهاي نوروزي رئيس‌جمهور و همچنين در ديدار نمايندگان اصولگرا با احمدي‌نژاد نيز به ديدار رئيس‌جمهور نرفته بودند از اين رو اين سومين غيبت آنها در اين ديدارهاي مشترك محسوب مي‌شود. 

محمدرضا تابش دبيركل فراكسيون خط امام (ره) نيز به خبرنگار ايلنا، گفت: نمايندگان عضو اين فراكسيون در اين ديدار حضور نداشتند. البته اين يك تصميم فراكسيوني نبوده است.

منبع: فرارو

+ نوشته شده در چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت 16:5 توسط فرشاد |

محسن رضایی انصراف داد


محسن رضایی نامزد دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در نامه ای به دبیر شورای نگهبان از ادامه پیگیری شکایات خود از نتایج انتخابات اعلام انصراف کرد. 

متن نامه رضایی به دبیر شورای نگهبان به شرح زیر است:

حضرت آیت الله جنتی
دبیر محترم شورای نگهبان
سلام علیکم؛

احتراماً به استحضار می رساند؛ طبق روال قانونی، دغدغه‏ها و شکایات مربوط به انتخابات 22 خرداد را که حماسه‏ای بی نظیر و نمود بارز مردمسالاری دینی در نظام مقدس جمهوری اسلامی بود، در روزهای گذشته به آن نهاد محترم که مرجع رسیدگی قانونی به شکایات است، منعکس نموده و در این پیگیری نیز جدی بودم. اما با توجه به محدودیت زمانی، اکنون که وضعیت سیاسی - امنیتی و اجتماعی کشور وارد شرایط حساس و تعیین کننده‏ای شده که از نتایج انتخابات مهمتر می‏باشد، لذا وظیفه می‏دانم خود و دیگران را به کنترل وضعیت فعلی ترغیب نمایم و از آنجا که عهدی با خدای خود بسته‏ام تا همواره سربازی فداکار برای انقلاب اسلامی، رهبری و مردم باشم، بدینوسیله انصراف خود را از پیگیری شکایت‏های مطرح شده اعلام می‏دارم.

محسن رضایی

+ نوشته شده در چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت 11:32 توسط فرشاد |

زمانه عسرت

گرچه زندگی بسیاری از ما در عرض یک شب زیر و رو شد ولی به این هم توجه کنیم که احمدی‌نژاد و طرف‌دارهایش هم تازه باید کابوس‌های‌شان را تجربه کنند و در مقابل خراب‌کاری‌های چهارسال قبل جواب‌گو باشند. اگر احمدی‌نژاد در چهار سال اولش به اتکای ته‌مانده صندوق ذخیره ارزی زمان خاتمی، باقی‌مانده مدیران و تکنوکرات‌های دوره‌های قبلی در دولت، پروژه‌های قبلن شروع شده و درآمدهای نفتی بی‌سابقه توانست ول‌خرجی‌ها و عوام‌فریبی‌های خودش را پیش ببرد، در دوره دومش باید بیاید و این چک‌های بی‌حسابی را که کشیده جمع و جور کند. البته از سابقه وقاحت او در دروغ‌گویی حدس می‌زنیم که احتمالن در سال‌های آینده هم دشمنی برای خودش خواهد تراشید تا ماحصل بی‌‌تدبیری‌های خودش و اطرافیانش را به گردن آن بیندازد ولی با همه این‌ها فشارهایی که به خاطر این بی‌کفایتی‌ها به بدنه جامعه وارد خواهد شد به اندازه کافی سهم‌گین خواهد بود تا بخش مهمی از آن به حساب او برود.

1) قیمت نفت در دو سال آینده احتمالن پایین خواهد ماند و فشارهای خارجی هم زیادتر خواهد شد. در نتیجه احتمالن دیگر امکان چندانی برای تطمیع مردم از طریق واردات وجود نخواهد داشت..

2) پروژه‌های خیالی که در زمان انتخابات وعده‌شان داده می‌شد کم‌کم باید به بار بنشینند تا بتوانند پاسخ‌گوی رشد مصرف باشند و از بی‌کاری بکاهند. تا همین الان هم بخشی از جلو رفتن امور به خاطر پروژه‌هایی بود که در دولت قبلی شروع شده بودند. در بسیاری از صنایع بزرگ تقریبن هیچ پروژه مهمی در این دولت استارت نخورده است.

3) قاطبه مدیران با تجربه از دولت خداحافظی کرده یا کردانده خواهند شد. دیگر امثال نعمت‌زاده سر کار نخواهند بود تا پروژه‌هایی مثل کارت سوخت را جمع و جور کنند و احمدی‌نژاد باید با همین آدم‌های درجه سه باند خودش رویاهایش را عملی کند.

4) میلیون‌ها نفری که در این انتخابات رویای‌شان بر باد رفت تمایلی به دنبال کردن جدی کارها با نظام دولتی نخواهند داشت. وقتی قیمت نفت پایین باشد کیفیت بوروکراسی باید چرخ مملکت را بچرخاند که از آن هم خبری نیست.

5) افزایش حقوق‌های دم انتخابات که دائم به آن افتخار می‌شد بودجه‌های سال‌های آینده را تحت فشار قرار خواهد داد.

اتفاقات روزهای اخیر اثر طولانی مدتی روی کسب و کار خواهد داشت. ریسک سرمایه‌گذاری از همین که هست بالاتر می‌رود و قرارهای تجاری که لغو شدند نیاز به زمان خواهند داشت تا دوباره شکل بگیرند (اگر بگیرند). در نتیجه رشد اقتصادی ام‌سال پایین‌تر از حد پیش‌بینی شده خواهد بود که مستقیمن خودش را در افزایش نرخ بی‌کاری نشان می‌دهد. اثر روحیه را هم دست کم نگیرید. مخالفان احمدی‌نژاد گرچه در نظام سیاسی جایی ندارند ولی بخش مهمی از امور فنی و اقتصادی و علمی کشور را می‌چرخانند. وقتی این گروه تا این حد سرخورده و متنفر شده باشند سطح بهره‌وری در بسیاری از امور به طرز محسوسی کم خواهد شد.

این‌ها تازه اول ماجراها برای مسوولین دولت دروغ خواهد بود. ماها طبعن تحت فشار بیش‌تری خواهیم بود و باید کمربندها را برای آن سفت کنیم. جزییات آن‌را بعدن می‌نویسم.

پ.ن: ببخشید من همه کامنت‌های روزهای اخیر را پاک کردم. فرصتم و دست‌رسی‌ام به اینترنت محدود است و نمی‌توانستم از بین بیش از 500 کامنت، کامنت‌های معقول دوستان را یک به یک از لجن‌پراکنی‌ها جدا کنم. لذا مجبور شدم همه را یک‌جا پاک کنم. از همه عذرخواهی می‌کنم. فعلن کامنت‌ها مدیریت شده خواهند بود.

منبع: یک لیوان چای داغ

پ.ن: جدیدترین کلیپ حامیان میر حسین موسوی (mir hossein moosavi)
 
+ نوشته شده در سه شنبه دوم تیر 1388ساعت 1:0 توسط فرشاد |

حتما بببینید...
 
 
این‌طورها هم نیست که ما خیلی اصلاح‌طلب باشیم. یعنی اصلاح طلب که هستیم منتها اصول‌گراها را هم خیلی دوست داریم. یعنی اصولا اصول‌گراها که اگر نباشند کار مملکت لنگ می‌ماند. چی؟ دارم اغراق می‌کنم؟... م‌م‌م... خب انگار در مود مملکت یک کمی اغراق شد؛ ولی انصافا کار ما که لنگ می شود؛ اصلا نان ما آجر می‌شود. منظورم از "ما" چیست؟ خب منظور یک طنزنویس از ما چه می‌تواند باشد؟ همان! 

به هر حال ما خدمت برادران و خواهران اصولگرا ارادت ویژه‌ای داریم. به خصوص عزیزانی که اصولگرای دوآتیشه و تنوری هستند که الان نام دیگرشان "مدعیان اصولگرایی" است. اما دوست داشتن و ارادت که فقط به حرف نیست. آدم باید برای عزیزش کاری هم بکند. ولی چه کنیم که دست ما کوتاه است و خرما بر نخیل. نه پست مدیریتی داریم نه قرارداد پشتیبانی و توسعه توی دست و بالمان هست و نه پروانه‌ی نمایش فیلم در ایام عید می توانیم برایشان صادر کنیم. پروژه‌های تحقیقاتی میلیارد تومانی هم توی دست و پایمان نریخته که به این عزیزان بدهیم و نه حتی ستاد انتخاباتی داریم که یک چند هفته‌ای بساط عشق و حال و به خصوص ضدحال را برای نور چشمانمان برپا کنیم. 

اما در عوض پر از طرح و پند و راهنمایی هستیم که باید هرکدامشان را به طلا نوشت. به خصوص این دم انتخاباتی که تنور انتخابات داغ می‌شود و بیش از پیش به دوستان تنوری                         (مدعی اصولگرایی)احتیاج می‌افتد. اینست که به جای آنجور کارها که اصولا از ما برنمی آید، یک راهنمای طلایی انتخاباتی برای رفقا می نویسیم که اصولا این‌کاره‌ایم. این شما و این آن راهنمایی که هر اصولگرای تنوری و دوآتیشه‌ای با عمل به آن می تواند چهار برابر ظرفیت اسمی‌اش بازدهی داشته باشد: 

1- حق با شماست. اصل اساسی اصولگرایی دو آتشه این است که حق با ماست حتی اگر ما با آن نباشیم. این اصل را همیشه در نظر داشته باشید و تمام خواسته‌ها و رفتارها و افکارتان را با آن تنظیم کنید. 

2- هدف وسیله را توجیه می کند. چون حق با شماست پس هدفتان مقدس است. یعنی اصولا هر چیزی که شما دوستش داشته‌باشید مقدس است و هر چیزی که دوستش نداشته باشید نامشروع و پست و نجس است و این امر نیازی به توضیح ندارد. اما این اصل یک گام فراتر از آن است و بر طبق آن شما برای هدف مقدستان –که فعلا همانا ریاست جمهوری فلانی است- مجاز به هرکاری از قبیل تهمت زدن، فحاشی، کتک‌کاری، پخش شب‌نامه به اسم دیگران، به هم زدن مجلس و از این قبیل کارها را دارید. خسته‌ نباشید! 

3- مخالف باید خفه شود. چون حق با شماست و هدفتان مقدس است و از همه مهتر آنکه وسیله‌هایی دارید که توجیه شده‌اند، پس چرا باید مخالفان را تحمل کنید؟ آن‌هم مخالفانی که همگی در ضلالت و رذالت و حماقت به سر می‌برند و دلیلش هم دلیل واضح و آشکار است: چون مخالف شمایند! پس دست به کار شوید و خفه‌شان کنید. خوشبختانه در این امر خیر خیلی از  نهادهای وزارتی و نظارتی و غیره فعلا با شما هم‌عقیده‌اند. خدا قوت! 

4- مظلوم باشید. فرموده‌اند خصم ظالم و یار مظلوم باشید. چه کسی مظلوم‌تر از شما که برای هدف مقدستان با هر وسیله‌ای که دم دستتان آمده (از میله‌گرد تا باتوم و از شب‌نامه تا بیست و سی!) در راه خفه کردن مخالفان جهاد کرده‌اید و از این جهت واجب الیاری!؟ ولی مردم عقلشان به چشمشان است و از این رو شاید مقادیری ننه من غریبم در راه همان اهداف مقدس لازم باشد که آن هم هیچ کاری ندارد. مثلا اگر دیشب با رفقای تنوری به جلسه‌ی سخنرانی کاندیدای رقیب رفتید و هر چه از دهنتان درمی ‌آمد به کاندیدا و جد و آبا و طرفدارنش گفتید و سر راه سی چهل تا از آنها را هم کتک زدید؛ یک سری هم به بیمارستان بزنید و بگویید آن ها ما را ضرب و جرح کردند. (سایر امور نظیر پوشش خبری از رسانه‌ی ضرغامی قبلا هماهنگ شده‌است) 

5- دست و دلباز باشید. اینکه مردم فکر کنند شما همه اش اهل کتک زدن یا خوردن هستید زیاد خوب نیست. به خصوص آن بخش واجب‌الادای ننه من غریبم ممکن است تصویر عده‌ای آدم مظلوم توسری خور بی دست و پا (بلانسبت مثل اصلاح‌طلبان) را از شما و دوستان در ذهن مردم تداعی کند که باید با آن مقابله کرد. بهترین راه مقابله با تصور بی دست و پایی و اثبات بادست و پایی آن است که اندکی سر کیسه را شل کنید. البته نه سر کیسه‌ی خودتان را بلکه سر کیسه بالاتری‌ها را. هیچ هم نگران نباشید چون آنها دست خودشان در کیسه مردم یا به زبان عربی بیت‌المال است و شما فقط واسطه‌ی خیری می شوید که از کیسه‌ی مردم دوباره به کیسه‌ی مردم برود و یک چیزی هم به خودتان و کاندیدای مورد نظرتان برسد یا در واقع بماسد. مرغ، بن کتاب، تراول، سیب زمینی، کلاسور، عروسک و اقلامی از این دست مجرب هستند. 

6- افشاگری کنید. از قدیم الایام یکی از راه‌های مخفی شدن برای دزدهای محترم این بوده که قاطی جماعت مال‌باخته شده و آی دزد آی دزد بگویند. البته شان شما که اجل از این حرف‌هاست (که از کسی بترسید و بخواهید فرار کنید) ولی مختصری از عقل مردم به گوششان هم هست. به همین خاطر علیه هر چیز و هر کسی که دم دستتان می‌رسد افشاگری کنید. کمترین میزان افشاگری باید رانت‌خواری و دزدی و این جور چیزها باشد. اینطوری با یک تیر دو نشان می‌زنید: هم حریف را لجن‌مال می کنید هم خودتان را تطهیر. واقعا کی فکرش را می کند یا به عبارت بهتر جرات می کند فکرش را بکنید که در همان حالی که یک نفر برای صد میلیون تومان موهومی دارد به ده‌ها نفر نسبت دزدی می دهد، خودش در حال بالا کشیدن صد میلیون دلار باشد؟ نوش جان! 

7- اعتماد به نفس داشته باشید. چشم در چشم کاندیدای رقیب بدوزید و از سوابقش در دورانی که وجود نداشتید طوری سوال کنید که انگار بازجوی پرونده‌ی اویید. زنگ آخر از مدرسه فرار کنید و در تریبون‌های آزاد دانشجویی شرکت کنید و سخنرانی کنید که انگار بیست سال رئیس آنجا بوده‌اید. در جمعی که نیمی از آنها دختر هستند و بحث سیاسی داغ است میکروفن را به دست بگیرید و بگویید "بعضی از این حاج خانوما دیشب برای آقاشون بزک کرده بودند و یادشون رفته پاک کنند...".
خب قبول دارم این توصیه‌‌ی آخری بی‌خود و در حکم زیره به کرمان بردن بود. اصولا شما چیزی جز اعتماد به نفس نیستید. پس فقط  ادامه بدهید.
منبع:فرارو
 
پ.ن: جدیدترین کلیپ حامیان میر حسین موسوی (mir hossein moosavi)
http://www.4shared.com/file/113462983/de053150/PSP_-_1part1.html
http://www.4shared.com/file/113462180/491f3152/PSP_-_1part2.html

+ نوشته شده در دوشنبه یکم تیر 1388ساعت 14:26 توسط فرشاد |

انسان یعنی خاطره. این جمله ی حکیمانه را خودم گفتم همان وقتی که در نوجوانی عاشق دختری به همین نام شدم. اما زمانه به شکل اردنگیِ بابای خاطره، من را سر عقل آورد و فهمیدم می‌توان به جای دل بستن به خاطره به آرزو هم دل بست. البته این مال آن زمان‌هایی‌ست که تلفن پیشرفته‌ترین وسیله ارتباطی محسوب می‌شد و نه حالا که چت و کافه و مکان و این جور مفاهیم شرایطی فراهم کرده‌اند که می‌توان هم خاطره را داشت هم الهام را هم آرزو را هم پارمیدا را... 

راستی همینجا یک سوالی هم دارم: چرا اینقدر دخترهای جوانی به اسم پارمیدا زیاد شده‌اند؟ واقعا یعنی در دوران شیرین پس از جنگ یک عالمه پدر و مادر خواب‌نما شده‌بودند که اسم دخترشان را بگذارند پارمیدا؟ حالا اگر فائزه و افسانه و مرجانه بود باز یک چیزی... ولی آخر پارمیدا... یک مقداری مشکوک می‌زند. نه؟ 

بگذریم... بله داشتم از خاطره می‌گفتم. البته آن خاطره‌ی ما که یک دختر دانش‌آموز راهنمایی سیاه سوخته بود که فقط مزه‌ی اردنگی بابایش در دهان (و بلکه روده‌ی) ما ماند؛ اما من واقعا هنوز فکر می کنم انسان یعنی خاطره. منتها نه از آن لحاظ، بلکه از لحاظ انسان‌شناختی عرض می‌کنم. مثلا خود من عبارتم از شعار و تظاهرات و خونریزی خیابانی و خانه‌های تیمی و صف‌های تعاونی و کمیته و قحطی و بمباران و بیمارستان و قطعنامه و سازندگی و تورم و نیروی انتظامی و کتک‌کاری و دوم خرداد و شعار و امید و روزنامه و علامت شصت و توقیف و دادگاه و وعده و ... این قبیل چیزها که به قول معروف هرچند برای شما جُک هستند ولی برای ما خاطره محسوب می شوند!
قربانش بروم یکی هم از یکی شیرین‌تر. 

به نظر من هر کسی که خاطره‌ای در ذهن دیگران نقش می‌زند در روح و روان و زندگی آنها حضور دارد. مثلا همین رئیس جمهور محترم و محبوب تا پنجاه سال دیگر در ذهن همه‌ی ما حضور خواهد داشت و تا سال‌های سال هر بار که توی آیینه نگاه کنیم، یک فقره محمود احمدی‌نژاد را خواهیم دید که به یکی از آن لبخندهای ژکوندی‌اش می‌زند و می‌گوید: سلام! 

(امروز خواستم طنز بنویسم نمی‌دانم چرا این جوری از کار درآمد. شرمنده!) 

خود آقای احمدی‌نژاد هم بنده خدا کم خاطره ترس و تلخ ندارد. یعنی به قول معروف خیاط هم گاهی اوقات در کوزه می‌افتد. از جمله همین چند روز پیش که فرموده بودند تلخ‌ترین خاطره‌ی عمرشان آن وقتی‌ست که خاتمی به دیدن شیراک، رئیس جمهور فرانسه در کاخ الیزه رفت. طفلک آقای احمدی‌نژاد! فکرش را بکنید ببینید چقدر عذاب کشیده وقتی دیده رئیس جمهور ایران در حالی دارد در یک مراسم رسمی شرکت می کند که نه عده‌ای علیه او داد می‌زنند ، نه مجری مراسم او را با عنوان بدی معرفی می‌کند، نه سایر مهمان‌ها به نشانه اعتراض جلسه را ترک می‌کنند و نه هیچ کدام از این کارها. واقعا بعد از سال‌ها دلم برای آقای احمدی‌نژاد سوخت. پیش از این آخرین باری که دلم برای دکتر سوخته بود وقتی بود که در دانشگاه کلمبیا به ایشان آن همه نازا گفتند اما بعد که تشریف آوردند و گفتند همه داشتند ما را تشویق می‌کردند؛ فهمیدم که بر خلاف ذهنیت من " shut up " نه تنها یک فحش نیست بلکه علامت تشویق است و از این رو دیگر دلم نسوخت تا الان. 

به هر حال که دلم خیلی برای این رئیس جمهور مظلوم و راستگو و سربلند سوخته است و تصمیم دارم برای جلوگیری از چنان خاطرات تلخی، یا به خود ایشان رای بدهم و یا از یک کاندیدای دیگر، اول قول بگیرم که هر کجا رفت از همان علامت‌های تشویق و احترام بگیرد و بعد به او رای بدهم. هر چند که بعید می دانم چنین شرط و شروطی لازم باشد. اصل جنس بیخ گوشمان... برویم با اغیار معامله کنیم؟

معرفی وبلاگ
محمود جوادی، کاریکاتوریست در وبلاگش با نام كلبه كاريكاتور ،کاریکاتور جالبی کشیده که هیچ ربطی به هیچ جا ندارد و به همین خاطر اینجا نقلش می کنیم ولی شما جایی نقلش نکنید که بوی خوشی از اوضاع نمی‌آید. 

منبع: فرارو

+ نوشته شده در دوشنبه یکم تیر 1388ساعت 13:45 توسط فرشاد |