اخبار مهم اول وبلاگ
آخرین مطالب وبلاگ:
بیانیه شماره هشت مهندس میر حسین موسوی
بیانیه شماره هفت مهندس میر حسین موسوی
واكنش نماينده رضايی به سخنان سخنگوی شورای نگهبان
آمریکا دعوت از ایران را پس گرفت
دستگیری 70 نفر از اساتید دانشگاه
شرح آنچه در هجوم به روزنامه کلمه سبز اتفاق افتاد //فتنه گران بدنبال جعل کانون های فتنه!
جاي خالي سران مجلس درمیهمانی احمدی نژاد

توجه توجه
بیانیه شماره ۹ مهندس میر حسین موسوی
قلم - بیانیه شماره 9 مهندس میرحسین موسوی در مورد اعلام تایید نتایج انتخابات ریاست جمهوری توسط شورای نگهبان لحظاتی پیش صادر شد. به گزارش قلم نیوز متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
هموطنان عزیز
همانگونه که انتظار میرفت شورای نگهبان، پس از نمایشهایی که توجه هیچکس را جلب نکرد، و با چشم بستن بر روی انبوه تقلبها و تخلفهای صورت گرفته، سرانجام نتایج دهمین دورة انتخابات ریاست جمهوری را تایید کرد. جشنوارهای که تجدید حیات ملت ما را مژده میداد با تقلب و تخلف از عهدهای اسلام و انقلاب با ناگوارترین صحنهها به پایان رسید؛ با حمله به خوابگاه دانشجویان، با خونهای ریخته شده، جوانان کتک خورده و مورد اهانت قرار گرفته، صدا و سیمای از انظار جامعه افتاده، قلمهای شکسته، روزنامههای بسته، با فضای امنیتی کودتاگونه و بیاعتمادی تلخ و گستردة مردم نسبت به نتایج اعلام شده برای انتخابات و دولت ناشی از آن. به زودی گرمای حادثه فرو مینشیند و دستاندرکاران این ماجرا با صورتحساب بلندبالای اشتباهات خود روبرو میشوند. آیا آنان از تحمیل آنچه روی داد سود بردند؟
از این پس ما دولتی خواهیم داشت که از نظر ارتباط با ملت در ناگوارترین شرایط به سر میبرد و اکثریتی از جامعه، که اینجانب نیز یکی از آنان هستم، مشروعیت سیاسی آن را نمیپذیرد. دولتی با پشتوانههای ضعیف مردمی و اخلاقی که از او انتظاری جز بیتدبیری، قانونگریزی، عدم شفافیت، تخریب ساختارهای تصمیمگیری و تدوام سیاستهای ویرانگر اقتصادی نداریم، و بیم آن میرود که بر اثر ضعفهای بیشمار ذاتی و عارضیاش در ورطه امتیاز دادن به بیگانگان بیفتد. این چیزی نیست که ما از آن خرسند باشیم، بلکه از آن به شدت واهمه داریم.
خطر در پیش است. نظامی که به مدت سیسال به اعتماد مردم متکی بود نمیتواند یک شبه قوای امنیتی را جایگزین این نقطه اتکا کند. این اعتماد لطمات جدی دیده است؛ اگر انکار این واقعیت سودی میرساند، ما نیز با منکران آن همصدا میشدیم، از بس که خطر عظیم است. اگر آنچه انکارش میکنیم واقعا صحت ندارد، چرا به دیگران اجازه اجتماع نمیدهیم تا معلوم شود که چقدر اندکند.
باید باز گردیم، هنوز دیر نشده است. هنوز میتوان اطمینان آسیب دیدة مردم را بازسازی کرد؛ امنیت نظام ما در گرو چنین کاری است. فرزندان انقلاب را از زندانها آزاد کنید. حبس آنان جز تغذیه غریزه فرافکنی در وجود خود شما فایدهای ندارد. مردم چگونه میتوانند به حکومتی اعتماد کنند که دوستان و همکاران و فرزندانش را به صرف توهم در بند میکند؟ چیره کردن فضای امنیتی بر جامعه جز صدمه زدن به عواطف ملت نسبت به نظام اثری نمیگذارد. مطبوعات آزاد مجاری تنفسی یک جامعه سالمند؛ برای ترمیم اعتماد مردم این مجاری را مسدود نکنید.
باید به اسلام باز گردیم، اسلام ناب محمدی که تحجر را بر نمیتابد و تا قیام قیامت برای معضلات جدید بشریت پاسخهای بکر و نو دارد. به اسلامی باز گردیم که ما را به امانت و راستی فرا خوانده است.
به صداقت بازگردیم. چگونه از مردم میخواهیم ایمانهای مذهبیشان را سرمایه اعتماد به ما قرار دهند در حالی که صراحتا به آنان دروغ گفته میشود؟
به خرد بازگردیم. کشوری به عظمت ایران را، با آرمانهایی به بزرگی اهداف انقلاب اسلامی و با دشمنانی به آن سرسختی و کینهتوزی که میشناسیم با دور ریختن سی سال تجربه مدیریتی و انکار ضرورت برنامهریزی و تصمیمات خلقالساعه فردی اداره نمیتوان کرد.
به قانون بازگردیم؛ به قانون اساسی، این بزرگترین میثاق ملت. به قوانینی که خود وضع کردهایم پایبند بمانیم و آنها را اجرا کنیم. بدون این کار سنگ روی سنگ بند نخواهد ماند.
مردم به حکومتی اعتماد میکنند که آنان را محرم بداند. چرا باید مهمترین مسائل مملکت از مردم پنهان باشد؟ محرم دانستن ملت و شفافیت اطلاعات اولین قدم در راه مبارزه با فساد است، حال آن که مردم ما حتی به اندازه خواندن خبرهای چند روزنامه محرم دانسته نمیشوند.
به مردم بازگردیم. چرا هر گره سهلی را با دندانهای امنیتی باز میکنیم؟ چرا به کوچکترین بهانه، هرکسی را از دایره خودیهایمان دور میکنیم؟ این یکی بیش از اندازه جوان است، آن یکی بیش از اندازه هنرمند است، آن یکی روشنفکر است، این یکی با ما اختلاف سلیقه دارد، آن یکی دانشجوست، این یکی از کار ما ایراد میگیرد، آن یکی به گروه ما تعلق ندارد، این یکی قدش بلند است، آن یکی خیلی شیکپوش است. آنقدر از دور خود میرانیم تا این که تنها میمانیم. این شیوه انقلاب اسلامی نیست، و شیوه اسلامی نیست که آغوشش را به روی همه باز میکند و به صرف شهادت زبانی، انسانها را در دایرۀ خود میآورد.
چرا باید پس از یک انتخابات سرنوشتساز در معرض چنین خطراتی باشیم، حال آن که انقلاب و نظام ما در آستانة تحصیل بزرگترین دستاوردها بود؟
مردم!
ما راهی دور و در نگاه نخست غیرقابل عبور را در چند ماه کوتاه پشت سر گذاشته بودیم. ما با هم این فاصله را آمدیم؛ از فضایی که به گرد دروغ و تردید و به غبار رمیدنهای گروهی، طبقاتی، خانوادگی و بیننسلی آلوده شده بود، از دورانی که نطفه ناامیدی شروع به رشد کرده بود، زمانی که فاصله مردم از نظامشان روز به روز بیشتر میشد، تا با هم مقدمات انتخابات را به جریانی طولانی از یک تجدید حیات ملی تبدیل کنیم؛ فضایی پر از آشتی، شادی، آگاهی و نشاط، عرصهای که در آن دوستداران نامزدها در حالی که خنده از لبانشان رخت بر نمیبست میتوانستند با یکدیگر به بحث درباره آینده بنشینند و آن آزادی فرزانه که انقلاب ما وعدهاش را داده بود تجربه کنند. فضایی که در آن کسی خود را شهروند درجه دوم و غیرخودی با انقلاب و نظام اسلامی نبیند، و کرد و لر و عرب و بلوچ و ترک و هر قوم دیگر و پیر و جوان و میانسال و هر قشر دیگر و هر صنف دیگر و هر سلیقۀ دیگر که تا چند ماه پیش خود را بیگانة با سرنوشت کشور میدید همچون عهد نخست جمهوری اسلامی، خویشتن را از نو در دایره صاحبان انقلاب بیابد.
ما با هم آمدیم تا با تجسس در احوال شخصی مردم مخالفت کنیم و از نفرتپراکنی و پروندهسازی بیزاری بجوییم. با هم آمدیم تا حاکمیت عقل و عشق را توامان داشته باشیم. همۀ ما به چهرۀ رحمانی اسلام رو کردیم و در این رویکرد میراث تمدنی ایران عزیز و بزرگ را تجدید شده دیدیم، تا آنجا که در مساجد شعار ایران، ایران! را با طنینی که هنوز در تکبیرهای شبانۀ شما شنیده میشود سر دادیم و کسی احساس نکرد که ایران جدای از انقلاب و یا جدای از اسلام است، بلکه اسلام و ایران و انقلاب از تحجر و کهنگی و تعصب و خارجیگری جداست. اسلامی که در ورای تمایزات عقیدتی و طبقاتی و قومی و جنسیتی کرامت انسانها را ارج مینهد و اصل میداند. اسلامی که شوینده هر نوع نابرابری در مقابل قانون و پرچمدار تکریم حقوق شهروندی است.
مردم!
علیرغم آنچه روی داد، ما در این چند ماه آرزوهای بلند و کوششهای خالصانۀ خود را نباختیم. ما در این میانه مستورهای از تحقق آرمانهایمان را یافتیم و دیدیم که آنچه به دنبال آنیم چقدر خواستنی است و چه نسبت نزدیکی با حقیقت اسلام و انقلاب و هویت ملی ما دارد. این دستاوردی است که هیچکس نمیتواند آن را از ما بستاند. ما با هم سرمایهای اندوختهایم که پشتوانه و بستر حرکتهای آتی ما و فرزندانمان خواهد بود و این خط سبز جوشیده از فطرتهای مردم و واقعیتهای تاریخی کشور و انقلاب همچنان در طول سالها ادامه خواهد یافت تا به مقصد نهایی خود برسد. ما برای حفظ این دستاورد بزرگ همچنان ایستادگی خواهیم کرد.
تمامی تلاشهایی که این روزها در مخالفت با شما صورت میگیرد برای آن است که از ثمربخش بودن اعتراضات قانونی خود ناامید شوید، زیرا تا ما ناامید نشویم این دولت از اعتبار واقعی برخوردار نخواهد شد. امید به آینده رساترین اعتراض ماست. به سابقه دیرینه این سرزمین نگاه کنید. در زندگانی ما مردم که از کهنترین تمدنها زاده شدهایم، فراز کنونی جزئی از یک تاریخ طولانی است. ما در جادهای به درازای تاریخ همه بشریت قدم میزنیم. در این جاده چه بسیار ملتها که منقرض شدند و جز داستانی از آنان باقی نماند. آن چیزی که ملت ما را به خلاف آنان و علیرغم سختترین رویدادها زنده نگه داشت امید بود، زیرا آفت این راهپیمایی هزاران ساله ناامیدی است. مردم ما میتوانستند با بدبینی و ناامیدی حوادثی شبیه به آنچه را که در جریان انتخابات گذشته با آن روبرو شدیم پیشبینی کنند و به صحنه نیایند. آیا آنان اشتباه کردند که به این پیشبینیها اعتنا نکردند؟ نه! آنان به مقتضای روح امیدی که هسته درونی هویت ملی ما را شکل داده و ما را در طول هزارهها زنده نگه داشته است چنین کردند. بهویژه با جوانان میگویم که اگر میخواهید ایرانی باقی بمانید از شعله امید در سینههای خود محافظت کنید، زیرا امید بذر هویت ماست؛ بذری که با نخستین باران شروع به روییدن میکند و جان هرکسی را که هنوز ایرانی باقیمانده است، در هر کجای جهان که بیتوته کرده باشد به اهتزاز در میآورد، تا از نو خود را در سرنوشت این خاک شریک بداند.
امیدی که هویت ما را شکل داده است معطوف به چه چیز است؟ قطعا معطوف به امور غیر واقعی و خرافههای واهی نیست، و الا نمیتوانست ملتی را برای هزاران سال زنده نگه دارد. بلکه این امید معطوف به لطف و فضل الهی است. اگر علاقه به این هویت تاریخی کمترین فاصلهای با اسلام ندارد، به این خاطر است. ما آمده بودیم این علاقه را احیا کنیم. از این هویت خود فاصله نگیریم. شما وظیفه خویش را به درستی انجام دادهاید و غیر ممکن است که لطف خداوند مردمی را که با نیتهای پاک ادای وظیفه میکنند تنها بگذارد.
امید به صرف گفتن و شنیدن شکل نمیگیرد و تنها زمانی در ما تحکیم میشود که دستانمان در جهت آرزوهایی که داشتیم در کار باشد. دستانمان را به سوی یکدیگر دراز کنیم و خانههایمان را قبله قرار دهیم. واجعلوا بیوتکم قبله. به خودتان و دوستان همفکرتان برگردید و این بار هر شهروند محوری باشد برای یک فعالیت مفید سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و منتظرتشویق و کمک دولتی که وجاهت خود را از دست داده است نباشد.
مسئولیت تاریخی ماست که به اعتراض خود ادامه دهیم و از تلاش برای استیفای حقوق مردم دست بر نداریم. مسئولیت دینی ماست که نگذاریم انقلاب و نظام به آنچه اسلام نمیپسندد استحاله بیابد. مسئولیت انقلابی ماست که اجازه ندهیم حاصل خون صدها هزار شهید به یک دولت امنیتی تنزل پیدا کند و مستهلک شود. لیکن برای آن که این اعتراض به نتیجهای دلخواه برسد باید چند اصل مهم را رعایت کنیم:
- نظام و انقلاب اسلامی میراث و میوه مبارزات تاریخی دویست ساله شما با استبداد و عقبماندگی است. جمهوری اسلامی نظامیاست که اگر بر اساس عهد نخستین و نسخه اصیلش به اجرا درآید تمامی خواستههای ما را در بر میگیرد. مبادا کسی فریب شعارهای ساختارشکنانه را بخورد. اینجانب قویا با چنین وسوسهای مخالفم و اعتقاد دارم قانون اساسی ما همچنان دارای ظرفیتهای ارزشمند تحقق نایافتهای است که باید با فعالیت همه نخبگان روحانی و دانشگاهی و اندیشمندان کشور اجرای آنها به صورت مطالبهای ملی درآید.
به یاد آوریم که ملت ما در انقلاب اسلامی به دلیل عدم انعطاف در قبال خواستههای به حقش، که از زبان امام راحل بیان میشد، مجبور به ساختارشکنی گردید. به همه نهادهای تصمیمگیر در نظام توصیه میکنم که چون شورای نگهبان عمل نکنند و مجاری را برای اصلاح اشتباهات باز بگذارند، زیرا که بسته شدن این راه، تهدید ساختارشکنی را به عنوان تنها بدیل مطرح خواهد کرد، و این بدیلی است که همة ما هزینه سنگین آن را میدانیم و قاطعانه با آن مخالفیم. همچنین تاکید میکنم که تعلل در محقق ساختن آرمانهایی چون قانونگرایی، عدالت، آزادی و حاکمیت مردم بر سرنوشت خود، و به ویژه اصول معطل مانده قانون اساسی مشروعیتسوز است.
- اسلام آن پوستین وارونهای نیست که برخی مخالفان شما پوشیدهاند. شیوه آنها این است که هر چیز مقدس و مبارکی را به نفع سلیقه خود مصادره کنند، تا جایی که حتی اگر بتوانند شال سبز شما را هم میستانند. اسلام راستین نسبتی با ظاهرسازیها و کجاندیشیهای آنان ندارد، بلکه مکتبی رهائیبخش است که اگر به حقیقت و نورانیت آن برسیم دوای تمامی دردهای شخصی و اجتماعی ماست.
- ماجرای ما، هر چقدر تلخ، یک اختلاف خانوادگی است که اگر خامی کنیم و بیگانگان را در آن دخالت دهیم به زودی پشیمان خواهیم شد.
- در اعتراض و حرکت اصلاحی و اصولی ما هیچکس نباید صدمه ببیند. ما زمانی در تلاش خود موفق خواهیم بود که ابتکارهای ما برای احقاق حقوقمان تا آن حد اندیشیده شده، کارآمد و در چارچوب قانون باشد که حتی کودکان خردسال و زنان باردار بتوانند در آن شرکت کنند.
- ما در برههای و گریوهای از تاریخ کشور خود قرار داریم که راهحل بسیاری از مشکلات ما قانون است. درست است! قانون همیشه بیعیب نیست. درست است! قانون عرفی قراردادی اجتماعی است و به مانند هر عهد و پیمانی که انسانها با هم میبندند رعایت آن تنها تا زمانی الزامی است که طرف مقابل نیز به آن پایبند باشد. درست است! مخالف شما قانون اساسی را زیر پا میگذارد، به خلاف نص این میثاق ملی شما را از حق برگزاری اجتماعات محروم میکند، بلکه حتی اگر به نشانه اعتراض پارچهای سبز به دستتان ببندید به رغم اصول متعدد قانون اساسی و قوانین بیشمار عادی، خود آن کسی که مسئول حفظ امنیت است شما را مورد ضرب و شتم قرار میدهد. درست است! متقلبان و دروغگویان تنها به نیت تحمیل منویاتشان در پشت نام قانون سنگر گرفتهاند. لیکن تلاشی که ما وارد آن شدهایم یک مشاجره و تلافیجویی نیست. ما را عصبانیت یا جاهطلبی یا خودپسندی برنیانگیخته است، بلکه حرکت ما اقدامی برای اصلاح و تامین بهروزی کشور است. برای رسیدن به چنین هدفی جا دارد که ما حتی به جسد قانون احترام بگذاریم، زیرا میدانیم که در فردای نزدیک، زمانی که کوششمان به ثمر میرسد، نخستین اصلی که باید آن را نهادینه کنیم پایبندی به قانون است. این شالودهای است که امروز صبورانه میریزیم تا بر رویش بنای رفیع فردایمان را استوار کنیم.
- سرانجام وحدت. همه شما را به برادری دعوت میکنم. پیروزی ما در گرو معاضدت و پیوند با یکدیگر است، و در این یکدیگر تمایزی میان ما و مردمی که به دیگران رای دادهاند نیست. حتی آنانی که اینک رو در روی ما به خشونت متوسل میشوند در اخوت ما شریکند، زیرا ما به دنبال آیندهای هستیم که در آن همان کسی که خواهر و برادرمان را در خیابانها کتک زده است، سعادتمندتر، معنویتر، سالمتر و زیباتر از امروز زندگی کند. رنگ سبزی که ما به عنوان نماد خود انتخاب کردهایم یک معنایش هم این است؛ رنگ سبزی که ما را به اهلبیت نور، اهل بیت راستی، اهلبیت خرد، اهل بیت کرامت و فضیلت پیوند میدهد.
شاید بگویید که با این همه قید و بند دیگر فرجهای برای بیان اعتراض باقی نمانده است. این گمان خامی است که مخالفان سطحیاندیش و افراطی شما در سر دارند. الذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا. کسانی که در راه خدا میکوشند خداوند آنان را به راههای خود هدایت میکند. به عنوان نمونههایی از این هدایت به یاد آورید که خداوند چگونه آرامش را بر اجتماعات بیکرانةتان مستولی میکرد و یا در خلال آنها ظرفیتهای ذهنی مردم به چه شعارهای نغزی رهنمون میشد. همان خلاقیت همچنان قادر است که با توجه به تمامی این اصول راهکارهایی بکر و موثر پیشپای ما قرار دهد، میدانهای گستردهای برای عمل در مقابل ما بگشاید و تجربیات جدیدی برای آزادیخواهان جهان اندوخته کند.
در ابتدا هدف همه ما از شرکت در انتخابات آن بود که عقلانیت دینی به فضای مدیریت کشور بازگردد، لیکن در میانه مسیر به اهدافی بسیار بلندتر هدایت شدیم. ما در این بین میخواستیم ارکان ذیربط نظام به یاد آورند که در ورای تمامی آنان و ما فوقشان میزانی به نام رای و عزم مردم وجود دارد که آنها نه حق دارند و نه میتوانند آن را نادیده بگیرند. امروز خواست عمومی برای سازوکاری کارآمد جهت انتخابات که در آن اطمینان ملی حاصل شود و دروغ، تقلب و تزویر جایی نداشته باشد، به یک مطالبه انکار ناپذیر مردمی تبدیل شده است. در هر قدمی در آینده تجربه تلخ و مشروعیتزدای جریانات اخیر باید پیشاروی ملت باشد و نباید هیچ فرصتی برای روشنتر شدن ابعاد این دروغ و تقلب بزرگ و پیآمدهای تلخ آن از دست برود.
در ایامی که گذشت شخصیتها و گروههایی به سراغ اینجانب آمدند و خواستار گذشت من از آنچه گذشت شدند. شاید توجه نمیشد که اینجانب از همان ابتدا از حق شخصی خود گذشته بودم، اما مسئلة انتخابات مسئلة شخصی من نبود و نیست. من نمی توانم بر سر حقوق و آرای پایمال شدة مردم معامله یا مصالحه کنم. مسئله جمهوریت و حتی اسلامیت نظام ماست. اگر در این نقطه ایستادگی نکنیم، دیگر تضمینی نداریم که در آینده با حوادث تلخی نظیر آنچه در انتخابات کنونی گذشت روبرو نباشیم.
گروهی از نخبگان بر سر آنند که گرد هم آیند و با تشکیل جمعیتی قانونی صیانت از حقوق و آرای پایمال شده مردم در انتخابات گذشته را از طریق انتشار مدارک و اسناد تقلبها و تخلفهای انجام گرفته و نیز رجوع به محاکم قضایی پیگیری کنند و نتایج آن را مستمرا به اطلاع عموم مردم برسانند. اینجانب نیز به این جمع میپیوندم. این گروه اجرای اصول معطل مانده قانون اساسی را در دستور کار خود خواهد داشت و علاوه بر آن در این مرحله مطالبات زیر را دنبال خواهد کرد:
- توقف برخوردهای امنیتی، فوق امنیتی و نظامی با مسائل انتخاباتی و بازگشت کشور به فضای طبیعی سیاسی
- اصلاح قانون انتخابات به نحوی که امکان تکرار تقلبات گسترده را از بین ببرد و بیطرفی نهادهای مجری و ناظر را تضمین کند
- رعایت اصل 27 قانون اساسی در مورد آزادی تجمعات
- آزادی مطبوعات و رفع توقیف از آنها
- فعالیت مجدد سایتهای خبری مستقل
- ممنوعیت مداخلات غیرقانونی دولت در فضای ارتباطی، نظیر اینترنت، پیامهای کوتاه، و جلوگیری از قطع ارتباطات تلفنی و شنود مکالمات مردم و هر گونه تجسس دیگر
- توقف برخوردهای یکجانبه، افترا، دروغپردازی و اهانت در رسانه رسمی کشور
- برخورداری از کانالهای مستقل تلویزیونی در خارج و داخل کشور
- صدور مجوز برای تشکیل جمعیتهای سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی
- آزادی همه دستگیرشدگان سیاسی، ابطال پروندهسازیهای جعلی امنیتی و دخالت ندادن پروندههای جاری در برخورداری آنها از حقوق اجتماعی
در انتها به همه مردم شریف کشورمان، چه آنها که به اینجانب رای دادند و چه آنهایی که به اینجانب رای ندادند، به ویژه کسانی که در حوادث ناگوار هفتههای اخیر صدمه دیدند درود میفرستم. همچنین مقام شهیدانی را که به جرم حقخواهی و آزادیطلبی در خون خود غلطیدند ارج مینهم و از خداوند بزرگ برای خانوادههای عزیز آنان طلب صبر و اجر دارم.
میر حسین موسوی
10/4/88


ندا آقا سلطان
قلم - از آنجا که بنابر اعلام شورای نگهبان بخشی از تخلفات صورت گرفته در انتخابات دهم ریاست جمهوری بیرون از دایره صلاحیت بررسی آن شورا است و نیز بخش هایی از اعتراضات قانونی علاوه بر شخص وزیر کشور و عوامل و مجریان آن وزارتخانه متوجه نحوه عملکرد تعدادی از اعضای خود شورای نگهبان و تخطی آنها از ضوابط قانونی و نقض بیطرفی است، رسیدن به یک داوری منصفانه در این مورد اساساً نمی تواند در حیطه شورای نگهبان و به طریق اولی در حیطه هیأتی باشد که منتخب این شوراست.
به گزارش قلم نیوز متن کامل این نامه به شرح ذیل می باشد:
بسمه تعالی
شورای محترم نگهبان
سلام علیکم،
بازگشت به نامه شماره 33512/31/88 مورخ 5/4/1388 معاون اجرایی و امور انتخابات آن شورا، همانگونه که در دو نامه قبلی اعلام گردید گستره تخلفات و تقلبات انجام شده در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری و موارد نقض قوانین از سوی دولت و وزارت کشور که بخشی از آن در نامه مورخ 28/3/88 رئیس سازمان بازرسی کل کشور مستند و وارد تشخیص داده شده به حدی است که منحصر کردن رسیدگی به شکایات مربوط به تخلفات انتخاباتی به بازشماری ده درصد صندوق های رأی نمی تواند به جلب اعتماد و اطمینان مردم کمک کند و افکار عمومی را در خصوص نتایج اعلام شده اقناع نماید.
بر اساس آنچه که قبلاً به آگاهی آن شورا رسید حجم تخلفات و اقدامات مغایر قانون در چهار بخش:
الف. فعالیتها، تبلیغات انتخاباتی و اقدامات تا پیش از روز رأی گیری
ب. عملیات اخذ رأی و شمارش آرا
ج. جمع بندی و اعلام نتایج آرا
د. اقدامات پس از رأی گیری و اعلام نتایج آرا
به گونه ای است که چاره ای جز ابطال انتخابات و برگزاری مجدد آن باقی نگذاشته است. به عنوان نمونه به برخی از اهم عناوین تخلفات و اقدامات مغایر قانون اشاره می شود که از مصادیق "تأثیر در نتیجه کلی انتخابات" موضوع تبصره ماده 33 قانون انتخابات ریاست جمهوری است و ابطال این انتخابات را اجتناب ناپذیر می سازد (تفصیل هر یک از این عناوین به پیوست ارسال می شود):
1. نقض صریح، گسترده و جسورانه ماده 68 قانون انتخابات و استفاده وسیع از امکانات دولتی و منابع عمومی و مداخله آشکار تعدادی از اعضای دولت، مدیران ارشد و استانداران و مدیران اجرایی به نفع نامزد حاکم.
2. عدم رعایت بی طرفی از جانب صدا و سیما و ایراد اتهامات اثبات نشده که بخشی از آنها از سوی دادستان کل کشور عمل مجرمانه تلقی شده است و نیز تبلیغ گسترده و جانبدارانه رسانه های متعلق به دولت ( ایرنا، روزنامه های دولتی و سایتهای خبری ) به نفع نامزد حاکم.
3. وقوع گسترده جرایم موضوع ماده 33 قانون انتخابات ریاست جمهوری در زمینه های زیر که مخالف نص صریح بندهای ماده مذکور اند:
4. طراحی ساز و کاری غیر قابل نظارت و مغایر قانون برای تجمیع آرای شمارش شده و اعلام نتایج آرا به صورت مهندسی شده ( آن هم در حالی که قبل از شروع اعلام نتایج از سوی ستاد انتخابات وزارت کشور، نتایج انتخابات در سایتهای وابسته به دولت، سپاه و روزنامه کیهان درج شده بود )
5. مداخله گسترده و غیرقانونی بخش هایی از نیروهای مسلح قبل و حین انتخابات که خلاف نص صریح نظر حضرت امام (ره) می باشد.
6. وجود بیش از 170 حوزه اخذ رأی با میزان آرای مأخوذه بین 95 تا 140 درصد.
7. حمله به ستادهای انتخاباتی در شهرستانها و تهران و پلمپ ستاد مرکزی اینجانب و دستگیری رئیس و اعضای فعال آن که موجب اخلال در گردآوری کامل اسناد و مدارک تخلفات انتخاباتی گردید.
که همه موارد فوق دال بر وجود تخلفات برنامه ریزی شده و سازمان یافته جدی در امر برگزاری انتخابات است.
از آنجا که بنابر اعلام شورای نگهبان بخشی از تخلفات صورت گرفته در انتخابات دهم ریاست جمهوری بیرون از دایره صلاحیت بررسی آن شورا است و نیز بخش هایی از اعتراضات قانونی علاوه بر شخص وزیر کشور و عوامل و مجریان آن وزارتخانه متوجه نحوه عملکرد تعدادی از اعضای خود شورای نگهبان و تخطی آنها از ضوابط قانونی و نقض بیطرفی است، رسیدن به یک داوری منصفانه در این مورد اساساً نمی تواند در حیطه شورای نگهبان و به طریق اولی در حیطه هیأتی باشد که منتخب این شوراست، گذشته از اینکه برخی از افراد این هیآت در این انتخابات موضع بیطرف نداشته اند و نسبت به نتایج آن پیش از بررسی، اعلام موضع کرده اند که این مسأله به رفع ابهامات و اقناع افکار عمومی کمک نمی کند.
لذا اینجانب ضمن تأکید مجدد بر ابطال انتخابات به عنوان مناسب ترین راه برون رفت از معضل ایجاد شده و بازسازی اعتماد عمومی و صرفاً برای اینکه راهی نیز جهت رسیدگی از طریق یک هیأت حکمیت ملی گشوده بماند و اعتراض قانونی مردم در مرجعی مورد رسیدگی قرار گیرد که بتواند مورد اجماع ملی و وفاق عمومی بوده و رأی آن مورد قبول عموم رأی دهندگان و مایه اطمینان خاطر مردم باشد، پیشنهاد می کنم که موضوع به حکمیتی شرعی و قانونی و مستقل که مورد اتفاق نامزدها و حمایت آن دسته از حضرات آیات و مراجع عظام تقلید که حل و فصل موضوع را پیگیری نموده اند، باشد ارجاع داده شود.
میرحسین موسوی

بیانیه شماره هشت مهندس میر حسین موسوی
قلم - مهندس میرحسین موسوی با بیان اینکه از پاسخگویی در برابر اتهامات واهمه ای ندارد، تاکید کرد: آماده ام تا نشان دهم چگونه کسانی که عملشان در راستای ایجاد هرج و مرج در کشور، تضعیف نظام و منافع بیگانگان است، تلاش نمودند به بهانه تخریبگری های عناصری نامعلوم، جنبش سبز شما را اغتشاشگری و وابسته به بیگانه معرفی کنند.
به گزارش قلم نیوز، متن بیانیه شماره هشتم مهندس میرحسین موسوی به این شرح است:
بسمه تعالی
مردم هوشیار و شریف ایران
طی روزهای اخیر، صدا و سیما، خبرگزاری های دولتی، برخی روزنامه های دولتی و سایت های اینترنتی وابسته به دولت و روزنامه کیهان، بخش عمده ای از فضای خود را به وارونه جلوه دادن آنچه قبل، حین و پس از برگزاری دهمین انتخابات ریاست جمهوری ایران رخ داد، اختصاص داده اند. آنها با استفاده از امکاناتی که متعلق به شماست، نه تنها به پنهان ساختن تخلفات و حوادث دلخراشی که در ایام اخیر اتفاق افتاد، می پردازند بلکه مسوولان مستقیم و غیرمستقیم آن را کسی معرفی می کنند که تنها شما را در مسیر احقاق حقی که داشته اید، همراهی کرده است.
واقعیتی که آنان بیهوده تلاش می کنند نادیده انگارند آن است که در این انتخابات تقلبی بزرگ اتفاق افتاده و پس از آن، معترضان به این وضعیت به گونه ای غیرانسانی مورد هجوم قرار گرفته و کشته، زخمی و یا بازداشت شده اند. اگر با مسببین جنایت کوی دانشگاه در 18 تیر 1378 به گونه ای مناسب و قانونی برخورد می شد، امروز شاهد تکرار آن فجایع در ابعادی وسیع تر و وارونه جلوه دادن واقعیت ها به گونه ای جسورانه تر نبودیم.
همان ها هستند که هنوز با اتکاء به امکاناتی که متعلق به عموم مردم است در راستای منافع گروهی خود بی پروا به دروغ گویی و پرونده سازی برای دیگران ادامه می دهند و افعالی را که خود عامل آن هستند را به بنده نسبت می دهند. آنان غافلند که موسوی با این ترفندهایی که ماهیت آن برای همه مردم روشن شده است، از صحنه بیرون نمی رود. آنچه در این روزها رخ داد اصل نظام جمهوری اسلامی را که میراث امام بزرگوار و شهدای گرانقدرمان است هدف قرار داده و این چیزی نیست که بتوان به سادگی از کنار آن گذاشت و با طرح اتهاماتی اینگونه و تهدید به محاکمه از آن صرف نظر نمود.
من نه تنها از پاسخگویی در برابر این اتهامات واهمه ای ندارم بلکه آمادگی دارم تا نشان دهم چگونه مجرمان انتخاباتی در کنار مسببان اصلی اغتشاشات اخیر قرار گرفتند و خون مردم را بر زمین ریختند و اکنون کوشش می کنند، صحنه هایی را که صدها شاهد و ده ها تصویر آن را گواهی می دهند به گونه ای دیگر جلوه دهند؛ آماده ام تا نشان دهم چگونه کسانی که عملشان در راستای ایجاد هرج و مرج در کشور، تضعیف نظام و منافع بیگانگان است، تلاش نمودند به بهانه تخریبگری های عناصری نامعلوم، جنبش سبز شما را اغتشاشگری و وابسته به بیگانه معرفی کنند؛ ولی حاضر نیستم به خاطر مصالح شخصی و هراس از اینگونه تهدیدها از ایستادگی در سایه شجره سبز استیفای حقوق ملت ایران که امروز به خون به ناحق ریخته شده جوانان این کشور آبیاری شده است، لحظه ای صرفنظر نمایم. از مجموع آرای ریخته شده در صندوق ها تنها یک رأی متعلق به من است و شما به خوبی می دانید که مشکل آنها با میلیون ها رأیی است که جوابی برای سرنوشت آنها ندارند.
باز هم از عموم ملت شریف ایران متواضعانه درخواست می کنم با حفظ آرامش و پرهیز از ایجاد تنش، در دام بدخواهان که کوشش می کنند این حرکت گسترده اجتماعی را شورش و اغتشاش و وابسته به بیگانه قلمداد کنند، نیفتند و با زیرکی و هوشیاری که ویژگی ممتاز شماست این توطئه ها را مهار نمایند. تداوم اعتراض در چارچوب قانون و با رعایت اصول و مبانی نشأت گرفته از انقلاب اسلامی، راهبرد اصلی است که ضامن تداوم و دسترسی به اهداف شماست.
دشمن خارجی با همراهی یاران جاهل و طماع خود در داخل بر آنست که مطالبات این حرکت عظیم خودجوش را به خوارج بیرون از نظام نسبت دهد و حتی الله اکبرهای از دل برآمده شما را چون قرآن های سر نیزه معرفی کند. بر ماست که با رفتار و گفتار خود این توطئه شوم را خنثی نماییم.
برادر و خدمتگزار شما - میرحسین موسوی
چهارم تیر 1388
قلم - میرحسین موسوی در بیانیه هفتم خود با تاکید بر حق ملت ایران در استفاده از ظرفیت های قانون اساسی برای ابراز مخالفت با آنچه در انتخابات اخیر و پس از آن روی داده، آورده است: تحلیل نادرست دولت از شرایط اجتماعی حاکم، راه را برای نفوذ بیگانگان در تحولات کشور باز می کند.

به گزارش قلم نیوز، متن بیانیه شماره هفت مهندس موسوی به این شرح است:
بسمه تعالی
هموطنان عزیز
در پی مانع تراشی ها و تهدیدهای مکرر که در عمل،انتشار روزنامه کلمه سبز را پس از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری متوقف کرده بود، به این حد نیز اکتفا نشد و شبانگاه دوشنبه 1/4/88 دفتر روزنامه مورد هجوم مأموران امنیتی قرار گرفت و کارکنان شریف آن، دستگیر و روانه بازداشتگاه شدند.
در حالی که مقامات کشور و رسانه های دولتی مرتبا بر قانون و اجرای آن تأکید می کنند و معترضان به تقلب وسیع صورت گرفته در انتخابات، به قانون شکنی متهم می شوند، چنین برخوردی با روزنامه ای که با اخذ مجوز قانونی شروع به انتشار نموده و مسوولان، دبیران، خبرنگاران و کادر فنی و اداری آن، غیرقابل درک است، مگر با قبول آنکه برای عده ای حاکمیت قانون تا جایی پذیرفته است که برای محدود کردن اعتراض مخالفان باشد و نه چیزی دیگر.
این قانون شکنی در حالی صورت می گیرد که دیگر رسانه هایی که از طریق آنان ارتباط اینجانب با جامعه برقرار می شد و نیز مطبوعات و رسانه های غیردولتی مورد محدودیت جدی قرار گرفته اند و تنها مجرای باز برای اطلاع رسانی به مردم جریان خبرسازی یک سویه رسانه ملی و رسانه های دولتی است و متأسفانه جامعه را به سمت دریافت اطلاعات از طریق رسانه های خارجی سوق می دهد.
این برخوردهای غیرقانونی، مبتنی بر تحلیل نادرست دولت از شرایط اجتماعی حاکم است که راه را برای نفوذ بیگانگان در تحولات کشور باز می کند و حرکت در مسیر اصلاح امور جامعه را در چارچوب مبانی نظام جمهوری اسلامی دشوار می سازد.
ضمن اعتراض شدید به تداوم این رویه های غیرقانونی، بر حق ملت ایران در استفاده از ظرفیت های قانون اساسی برای ابراز مخالفت با آنچه در انتخابات اخیر و پس از آن روی داده تأکید می نمایم و آن را جزء لاینفک حقوق آنها بر اساس این سند میثاق ملی میدانم و بر پیگیری آن اصرار میورزم.
برادر و خدمتگزار شما- میرحسین موسوی
چهارم خرداد 1388

«علي احمدي»، نماينده محسن رضايي برای پيگيري شكايات انتخاباتي، در واكنش به سخنان سخنگوي شوراي نگهبان اعلام كرد كه بازشماري آرا به دليل عدم همكاري شوراي نگهبان و وزارت كشور در هيچيك از استانها و حوزههاي مورد توافق صورت نگرفته است.
وی در گفتوگو با سایت شخصی رضایی ضمن بیان مطلب فوق، در ادامه بیان داشت: در استان كرمانشاه نیز كه بازشماري آغاز شده بود بهدليل عدم دسترسي نمايندگان ما به همه كنترلهاي لازم و فرمهاي كليدي 22،23،28و 29 اين بازشماري در همان ابتدا متوقف شده است، بنابراين سخنان كدخدايي و اطلاعيه ستاد انتخابات كشور خلاف واقع بوده و تكذيب ميشود.
علی احمدی تاکید کرد كه دلايل و مستندات اخلال و عدم همكاري در بازشماري طي دو نامه مفصل به اطلاع جناب كدخدايي رسيده است.
وي افزود كه البته اگر آقايان اظهارات خلاف واقع را تكذيب نكرده و به چنين سخناني ادامه دهند آن موقع مجبور خواهيم شد مكاتبات با شوراي نگهبان و دلايل و مستنداتي كه منجر به انصراف و عدم پيگيري رضايي از بازشماري آرا شده است را منتشر کنیم تا ملت شريف ايران در جريان حقايق اين اقدام و وقايع پشت صحنه آن قرار گيرند.
نماينده دكتر محسن رضايي در شوراي نگهبان ضمن هشدار و انتقاد از سوءاستفاده برخي از افراد و رسانهها از ايثار، صبوري و متانت ايشان، تاكيد كرد: ما حق پيگيري و شكايت از خاطيان و متخلفان احتمالي حقيقي یا حقوقي انتخابات دهمین دوره رياستجمهوري در مراجع قانوني و قضايي وفق اصول 34 و 159 قانون اساسي و ماده 94 قانون انتخابات ریاستجمهوری كشور را براي خود محفوظ ميدانيم.

موضع مقتدرانه علي لاريجاني در مقام رئيس مجلس در برابر موج تخريبها ،تلاش حاميان احمدينژاد براي مطيع كردن وي را وارد فاز جديدي كرد. اعضاي فراكسيون انقلاب (حاميان احمدينژاد در مجلس) با مطرح كردن پروژه استيضاح هيات رئيسه درصدد تخريب بيش از پيش علي لاريجاني به خاطر حمايتهاي تلويحياش از موسوي برآمدند.
اولتيماتوم به لاريجاني در ديداري خصوصي
به همين منظور سران فراكسيون انقلاب همچون روحالله حسينيان، مرتضي آقا تهراني و حميدرسايي در نظر دارند بعدازظهر سه شنبه آتي در ديداري خصوصي با رئيس مجلس با برشمردن نقدهايشان از رياست مجلس به وي براي تصحيح نحوه سكانداري بهارستان اولتيماتوم دهند. نحوه موضعگيري لاريجاني در حمايت از اعتراضات معترضان به نتيجه انتخابات و زيرسوال بردن آراي احمدينژاد در انتخابات با انتقاد به شوراي نگهبان به خاطر جانبداري از احمدينژاد دو محور اصلي نقدهاي اين جريان به رياست مجلس است.
به همين منظور بنا به گفته يكي از اعضاي اين فراكسيون، در اينجلسه به لاريجاني گفته خواهد شد در صورتي كه با پايان دادن به فعاليت كميته ويژهاش براي پيگيري حوادث اخير نحوه موضعگيريهايش را رسما تغيير ندهد طرح استيضاح هياترئيسه را براي بركناري وي به جريان خواهند انداخت . قابل ذكر است كه براساس ماده 25 آييننامه داخلي مجلس هرگاه نمايندگان به كيفيت اداره جلسات مجلس و نحوه ايفاي وظايف رئيس يا ساير اعضاي آن معترض بودند ميتوانندطي تقاضاي كتبي با امضاي حداقل 25نفر اين درخواست را به كميسيون ويژه آن ارائه و بركناري فرد يا افراد مذكور را بررسي و ظرف 10 روز در جلسهاي به راي نمايندگان بگذارند.
انگيزه قوي حاميان احمدينژاد براي تخريب لاريجاني
آنچه سبب شده است تا حاميان احمدينژاد در تخريب و بركناري لاريجاني از رياست وي بر مجلس جديت ويژهاي به خرج دهند. لبريز شدن كاسه صبر آنها به واسطه انتقادهاي لاريجاني در مقام رئيس مجلس به اقدامات احمدينژاد در مقام رئيس دولت نهم است كه در زمان بودجهنويسي و حذف هدفمند كردن يارانه استارت خورد و با نامهنگاري وي با احمدينژاد تشديد شد و در نهايت با تلاشهاي لاريجاني به عنوان رئيس فراكسيون اكثريت براي ممانعت از صدور بيانيهاي در حمايت از كانديداتوري احمدينژاد به اوج خود رسيد .
به همين منظور موضعگيريهاي دو پهلوي رئيس مجلس در خصوص وقايع اخير سبب شده است طاقت آنها طاق شود و پروژه تخريب لاريجاني را كليد بزنند كه اين پروژه نيز با بيتوجهي لاريجاني وارد فاز جديد و البته پرخطري شده است.
عامل ديگري كه باعث انگيزه دادن به حاميان احمدينژاد براي تشديد فشارهاي سياسي بر لاريجاني ميشود اتصال و ارتباط آنها با احمدينژاد و در نتيجه قدرتي فراتر از لابيهاي درون مجلسي است ضمن اينكه اين بار پروژه تخريب لاريجاني نيز فقط محدود به مجلس نميشود بلكه طرح برنامهريزي شده و هدفمندي است كه از حاميان احمدينژاد در خارج از مجلس شروع و از رسانههاي تحت اختيار حاميان افراطي دولت سر بلند كرده است. مصداق اين امر در گزارشهاي مكرر خبرگزاري رسميدولت و روزنامه حامياحمدينژاد به مدير مسوولي مهرداد بذرپاش است.
موضع قدرتمندانه لاريجاني با پروژه تخريب
آنچه كه سبب شده است حاميان احمدينژاد براي مقابله با ايستادگي رئيس مجلس در مقابل خواسته آنها پروژه تخريب لاريجاني را در قالب طرح استيضاح براي مطرح كردن بيكفايتي نماينده قم براي عهدهداري سكانداري بهارستان مطرح كنند، موضع قدرتمندانه رئيس مجلس در قبال تلاش اين جريان براي استفاده از تريبون بهارستان است .
به همين منظور در حالي كه در جلسه علني ديروز مجلس ستار هدايتخواه از حاميان احمدينژاد در مجلس قصد داشت در قالب تذكر آييننامهاي نحوه موضعگيري لاريجاني در خصوص ناآراميهاي اخير كشور را زير سوال ببرد، رئيس مجلس بيتفاوت به اصرار وي براي بيان تذكر سياسياش مانع از ادامه سخنان وي شد. اين در حالي بود كه نماينده بويراحمد و دنا مدام با استناد به ماده 11 بند 23 آئيننامه داخلي مجلس مدام بر حفظ اقتدار و جايگاه مجلس از سوي رياست آن تاكيد ميكرد. اين در حالي بود كه لاريجاني به محض مطلع شدن از محتواي تذكر وي مقتدرانه مانع از ادامه سخنان وي شد.
كوچكزاده: كميته ويژه به درد خود لاريجاني ميخورد
از سوي ديگر نيز قابل هضم نبودن موضعگيريهاي علي لاريجاني براي جريان حامي احمدينژاد سبب شده است تا فراكسيون انقلاب بيپروا عملكرد شخص لاريجاني را در راس كميته ويژه مجلس مورد حمله قرار دهد تا شايد مانع از اعلام نظر رسميمجلس در هواداري از كانديداهاي اصلاحطلب و حاميانشان شود.
در همين راستا مهدي کوچکزاده ،نماينده تهران در انتقاد به موضعگيريهاي لاريجاني گفت: سخنان و مواضع لاريجاني قطعا نظرات شخصي خودش است و نميتواند به عنوان نظر مجلس اين سخنان را بيان کند. عضو فراکسيون انقلاب در خصوص اعلام مواضع لاريجاني از حوادث اخير ادامه داد: مسير قانوني براي تحقيق در مساله و شکلگيري کميته تحقيق طي نشده و البته نتايج اين کميته هم به درد خود لاريجاني ميخورد. وي خاطرنشان کرد: تاکيد ميکنم مواضعي که لاريجاني در خصوص مسائل اخير بيان ميکند مواضع شخصي خودش است و ربطي به کليت مجلس ندارد.
كوثري: مواضع لاريجاني مورد رضاي نمايندگان نيست
در ادامه اظهارات كوچكزاده اسماعيل کوثري، عضو فراكسيون حاميان احمدينژاد نيز در ارزيابي مواضع علي لاريجاني رئيس مجلس درباره ناآراميهاي اخير گفت: دراين رابطه فقط يک جمله ميتوانم بيان کنم مبني بر اينکه سخنان لاريجاني آنچنان که مورد رضاي نمايندگان بايد باشد، نيست.
آنچه سبب شده است تا حاميان احمدينژاد با توسل به پروژه تخريب رئيس مجلس و زير سوال بردن اعضاي اين فراكسيون خواهان پايان بخشيدن به فعاليتهاي كميته ويژه شوند چارچوب فعاليتهاي اين كميته است هرچند كه بنا به دستور لاريجاني اين كميته براي ريشهيابي عوامل اغتشاشات اخير به ويژه حوادث كوي دانشگاه و مجتمع سبحان فعال شد اما ديدارهاي اعضاي اين كميته با كانديداها و مقامات كشور كه مستقيم يا غيرمستقيم با انتخابات در ارتباط بودند و به طور كلي تحقيق و تفحص از انتخابات و ميزان سلامت انتخابات حاميان احمدينژاد را هراسان كرده است

گزارش ايلنا به نقل از بيبيسي، «رابرت گیبس»، سخنگوی کاخ سفید در جلسه مطبوعاتی روز گذشته تاکید کرد كه دعوت سفارتخانههای آمریکا در سراسر جهان از ديپلماتهاي ايراني دیگر اعتبار ندارد.
وي علت پس گرفتن دعوت از اين دیپلماتها را رويدادهاي روزهای گذشته ايران عنوان کرد.
«هیلاری کلینتون»، وزیر خارجه ایالات متحده اوائل ماه ژوئن به سفارتخانههای این کشور در سراسر جهان اجازه داده بود تا از دیپلماتهای ایرانی برای شرکت در مراسم روز ملی آمریکا که همه ساله چهارم ماه جولاي در سالگرد استقلال این کشور از انگليس برگزار میشود، دعوت کنند.
این نخستین دعوت از دیپلماتهای ایرانی برای شرکت در مراسم رسمی سفارتخانههای آمریکا از زمان قطع روابط دو کشور بود.
این تصمیم همزمان با تغییر راهبرد آمریکا در برابر ایران و تلاش برای گفتوگوی مستقیم با این کشور اتخاذ شده بود.
70 نفر از اساتید عضو انجمن اسلامی مدرسان دانشگاه های کشور دستگیر شدند.

به گزارش «کلمه»، عصر امروز مهندس میرحسین موسوی جلسه ای با اساتید عضو انجمن اسلامی مدرسان دانشگاه های کشور داشت که بعد از این دیدار 70 نفر از افراد حاضر در جلسه دستگیر شدند.
درباره مکانی که این اساتید دانشگاه را به آنجا منتقل کردند اطلاعی در دسترس نیست.
اخبار تکمیلی متعاقبا اعلام می شود.
شرح آنچه در هجوم به روزنامه کلمه سبز اتفاق افتاد //فتنه گران بدنبال جعل کانون های فتنه!

این روزها رسانه های دولتی دست اندرکاران پروژة «دیگر» سازی منتقدان نتایج ریاست جمهوری و در رأس آنها، آقای مهندس موسوی هستند. یکی از قطعات این پروژه، تبدیل قضیة اشغال دفتر روزنامة کلمة سبز در میدان هفتم تیر است که با ذوق زدگی فراوان، از آن به عنوان کشف یکی از ستادهای بحران ساز نام برده می شود. هرچند مردم آگاه ایران با اینگونه شگردها به اندازه ي کافی آشنا هستند، اما دکتر سید علیرضا حسینی بهشتی(فرزند شهید بهشتی) از سردبیران روزنامه کلمه سبز گزارش کاملی از آنچه در روز دوشنبه گذشته اتفاق افتاد ارائه کردند که پیش روی شما است:
بعد از ظهر روز دوشنبه 1/4/88 بخشی از کارکنان روزنامة کلمة سبز برای دریافت دستمزد و نیز برنامه ریزی برای راه اندازی مجدد، در دفتر روزنامه واقع در میدان هفتم تیرماه حضور یافتند. عده ای از افراد با لباس شخصی به نگهبانی دستور باز کردن درهای ساختمان می دهند که وی مطابق دستورالعمل مدیریت ساختمان و بر اساس هشدارهای شورای امنیت کشور مبنی بر احتمال حمله ی آشوب طلبان، امتناع کرده و موضوع را به مدیریت اطلاع می دهد. معاون سردبیر برای اداره ی مسأله به نگهبانی رفته و از آن افراد که ادعا می کردند از از طرف پلیس امنیتی آمده اند می خواهد تا حکم ورود و بازرسی را نشان دهند که با امتناع افراد مذکور مواجه می شود. سرانجام گروه مذکور با شکستن حفاظ در وارد ساختمان شده و ضمن حبس کارکنان در اتاق های کارشان، به تفتیش مکان می پردازند. در این اثنا اینجانب از وضعیت مطلع شده و به دفتر روزنامه رفته و از سرگروه مربوطه علت امر را جویا شدم. به ادعای ایشان گزارش شده بود که از بالای ساختمان برخی از افراد مشغول گرفتن عکس از میدان مملو از نیروهای امنیتی و نیز گروه هایی از مردم معترض بوده اند. همچنین، بنا بر گزارش یکی از همسایگان، دو نفر از پشت ساختمان و از طریق حیاط منزل مجاور گریخته اند که بعدا معلوم شد نگهبان و پیک روزنامه بوده اند که دچار وحشت شده و اقدام به فرار نموده اند. به هنگام مذاکره با گروه تفتیش متوجه شدم که به علت وجود تصاویر آقای موسوی بر روی تابلوهای اعلانات که از روزهای قبل از تعطیلی روزنامه باقیمانده بود، دارای این تصور بودند که گویی مکان مذکور ستاد مخفی هدایت تظاهرات خیابانی است و افراد حاضر در آن هم از اعضای فعال آن ستاد است. توضیح داده شد که همانطور که تابلوی بزرگ سردر ساختمان نشان می دهد، مکان متعلق به دفتر روزنامه کلمه سبز است. متأسفانه با وجود رفتار مؤدبانه سرگروه مذکور و توضیحات لازم، کلیه رایانه ها، لوح های فشرده و اوراق جمع آوری شد و کارکنان روزنامه بازداشت و با ون به مقر پلیس منتقل گشتند. این کل داستانی است که آشوب طلبان واقعی مستقر در روزنامه های دولتی با آب و تاب به عنوان کشف کانون فتنه از آن نام می برند. ملت شریف و بزرگوار ایران اما، بخوبی از مسیر حوادث آگاه است و تسلیم اینگونه جوسازی ها نخواهد شد. در این میان، کسانی که مردم را هیچ می انگارند در تارهای انگاره های خود گرفتارند. آیا روزی بیدار خواهند شد؟
سید علیرضا حسینی بهشتی
منبع: کلمه

به گزارش خبرنگار ايلنا، شب گذشته محمود احمدينژاد از نمايندگان مجلس دعوت كرده بود تا براي تقدير از آنها به منظور حمايت از وي در انتخابات رياست جمهوري دهم در ساختمان رياست جمهوري حضور يابند.
به گفته يكي از نمايندگان، اين ديدار با استقبال محدودي از نمايندگان مواجه شد و بار ديگر جاي سران مجلس از جمله علي لاريجاني،محمدرضا باهنر، احمد توكلي و غلامعلي حداد عادل خالي بود. اين چهرهها در ديدارهاي نوروزي رئيسجمهور و همچنين در ديدار نمايندگان اصولگرا با احمدينژاد نيز به ديدار رئيسجمهور نرفته بودند از اين رو اين سومين غيبت آنها در اين ديدارهاي مشترك محسوب ميشود.
محمدرضا تابش دبيركل فراكسيون خط امام (ره) نيز به خبرنگار ايلنا، گفت: نمايندگان عضو اين فراكسيون در اين ديدار حضور نداشتند. البته اين يك تصميم فراكسيوني نبوده است.
منبع: فرارو

محسن رضایی نامزد دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در نامه ای به دبیر شورای نگهبان از ادامه پیگیری شکایات خود از نتایج انتخابات اعلام انصراف کرد.
متن نامه رضایی به دبیر شورای نگهبان به شرح زیر است:
حضرت آیت الله جنتی
دبیر محترم شورای نگهبان
سلام علیکم؛
احتراماً به استحضار می رساند؛ طبق روال قانونی، دغدغهها و شکایات مربوط به انتخابات 22 خرداد را که حماسهای بی نظیر و نمود بارز مردمسالاری دینی در نظام مقدس جمهوری اسلامی بود، در روزهای گذشته به آن نهاد محترم که مرجع رسیدگی قانونی به شکایات است، منعکس نموده و در این پیگیری نیز جدی بودم. اما با توجه به محدودیت زمانی، اکنون که وضعیت سیاسی - امنیتی و اجتماعی کشور وارد شرایط حساس و تعیین کنندهای شده که از نتایج انتخابات مهمتر میباشد، لذا وظیفه میدانم خود و دیگران را به کنترل وضعیت فعلی ترغیب نمایم و از آنجا که عهدی با خدای خود بستهام تا همواره سربازی فداکار برای انقلاب اسلامی، رهبری و مردم باشم، بدینوسیله انصراف خود را از پیگیری شکایتهای مطرح شده اعلام میدارم.
محسن رضایی
زمانه عسرت

گرچه زندگی بسیاری از ما در عرض یک شب زیر و رو شد ولی به این هم توجه کنیم که احمدینژاد و طرفدارهایش هم تازه باید کابوسهایشان را تجربه کنند و در مقابل خرابکاریهای چهارسال قبل جوابگو باشند. اگر احمدینژاد در چهار سال اولش به اتکای تهمانده صندوق ذخیره ارزی زمان خاتمی، باقیمانده مدیران و تکنوکراتهای دورههای قبلی در دولت، پروژههای قبلن شروع شده و درآمدهای نفتی بیسابقه توانست ولخرجیها و عوامفریبیهای خودش را پیش ببرد، در دوره دومش باید بیاید و این چکهای بیحسابی را که کشیده جمع و جور کند. البته از سابقه وقاحت او در دروغگویی حدس میزنیم که احتمالن در سالهای آینده هم دشمنی برای خودش خواهد تراشید تا ماحصل بیتدبیریهای خودش و اطرافیانش را به گردن آن بیندازد ولی با همه اینها فشارهایی که به خاطر این بیکفایتیها به بدنه جامعه وارد خواهد شد به اندازه کافی سهمگین خواهد بود تا بخش مهمی از آن به حساب او برود.
1) قیمت نفت در دو سال آینده احتمالن پایین خواهد ماند و فشارهای خارجی هم زیادتر خواهد شد. در نتیجه احتمالن دیگر امکان چندانی برای تطمیع مردم از طریق واردات وجود نخواهد داشت..
2) پروژههای خیالی که در زمان انتخابات وعدهشان داده میشد کمکم باید به بار بنشینند تا بتوانند پاسخگوی رشد مصرف باشند و از بیکاری بکاهند. تا همین الان هم بخشی از جلو رفتن امور به خاطر پروژههایی بود که در دولت قبلی شروع شده بودند. در بسیاری از صنایع بزرگ تقریبن هیچ پروژه مهمی در این دولت استارت نخورده است.
3) قاطبه مدیران با تجربه از دولت خداحافظی کرده یا کردانده خواهند شد. دیگر امثال نعمتزاده سر کار نخواهند بود تا پروژههایی مثل کارت سوخت را جمع و جور کنند و احمدینژاد باید با همین آدمهای درجه سه باند خودش رویاهایش را عملی کند.
4) میلیونها نفری که در این انتخابات رویایشان بر باد رفت تمایلی به دنبال کردن جدی کارها با نظام دولتی نخواهند داشت. وقتی قیمت نفت پایین باشد کیفیت بوروکراسی باید چرخ مملکت را بچرخاند که از آن هم خبری نیست.
5) افزایش حقوقهای دم انتخابات که دائم به آن افتخار میشد بودجههای سالهای آینده را تحت فشار قرار خواهد داد.
اتفاقات روزهای اخیر اثر طولانی مدتی روی کسب و کار خواهد داشت. ریسک سرمایهگذاری از همین که هست بالاتر میرود و قرارهای تجاری که لغو شدند نیاز به زمان خواهند داشت تا دوباره شکل بگیرند (اگر بگیرند). در نتیجه رشد اقتصادی امسال پایینتر از حد پیشبینی شده خواهد بود که مستقیمن خودش را در افزایش نرخ بیکاری نشان میدهد. اثر روحیه را هم دست کم نگیرید. مخالفان احمدینژاد گرچه در نظام سیاسی جایی ندارند ولی بخش مهمی از امور فنی و اقتصادی و علمی کشور را میچرخانند. وقتی این گروه تا این حد سرخورده و متنفر شده باشند سطح بهرهوری در بسیاری از امور به طرز محسوسی کم خواهد شد.
اینها تازه اول ماجراها برای مسوولین دولت دروغ خواهد بود. ماها طبعن تحت فشار بیشتری خواهیم بود و باید کمربندها را برای آن سفت کنیم. جزییات آنرا بعدن مینویسم.
پ.ن: ببخشید من همه کامنتهای روزهای اخیر را پاک کردم. فرصتم و دسترسیام به اینترنت محدود است و نمیتوانستم از بین بیش از 500 کامنت، کامنتهای معقول دوستان را یک به یک از لجنپراکنیها جدا کنم. لذا مجبور شدم همه را یکجا پاک کنم. از همه عذرخواهی میکنم. فعلن کامنتها مدیریت شده خواهند بود.
منبع: یک لیوان چای داغ



انسان یعنی خاطره. این جمله ی حکیمانه را خودم گفتم همان وقتی که در نوجوانی عاشق دختری به همین نام شدم. اما زمانه به شکل اردنگیِ بابای خاطره، من را سر عقل آورد و فهمیدم میتوان به جای دل بستن به خاطره به آرزو هم دل بست. البته این مال آن زمانهاییست که تلفن پیشرفتهترین وسیله ارتباطی محسوب میشد و نه حالا که چت و کافه و مکان و این جور مفاهیم شرایطی فراهم کردهاند که میتوان هم خاطره را داشت هم الهام را هم آرزو را هم پارمیدا را...
راستی همینجا یک سوالی هم دارم: چرا اینقدر دخترهای جوانی به اسم پارمیدا زیاد شدهاند؟ واقعا یعنی در دوران شیرین پس از جنگ یک عالمه پدر و مادر خوابنما شدهبودند که اسم دخترشان را بگذارند پارمیدا؟ حالا اگر فائزه و افسانه و مرجانه بود باز یک چیزی... ولی آخر پارمیدا... یک مقداری مشکوک میزند. نه؟
بگذریم... بله داشتم از خاطره میگفتم. البته آن خاطرهی ما که یک دختر دانشآموز راهنمایی سیاه سوخته بود که فقط مزهی اردنگی بابایش در دهان (و بلکه رودهی) ما ماند؛ اما من واقعا هنوز فکر می کنم انسان یعنی خاطره. منتها نه از آن لحاظ، بلکه از لحاظ انسانشناختی عرض میکنم. مثلا خود من عبارتم از شعار و تظاهرات و خونریزی خیابانی و خانههای تیمی و صفهای تعاونی و کمیته و قحطی و بمباران و بیمارستان و قطعنامه و سازندگی و تورم و نیروی انتظامی و کتککاری و دوم خرداد و شعار و امید و روزنامه و علامت شصت و توقیف و دادگاه و وعده و ... این قبیل چیزها که به قول معروف هرچند برای شما جُک هستند ولی برای ما خاطره محسوب می شوند!
قربانش بروم یکی هم از یکی شیرینتر.
به نظر من هر کسی که خاطرهای در ذهن دیگران نقش میزند در روح و روان و زندگی آنها حضور دارد. مثلا همین رئیس جمهور محترم و محبوب تا پنجاه سال دیگر در ذهن همهی ما حضور خواهد داشت و تا سالهای سال هر بار که توی آیینه نگاه کنیم، یک فقره محمود احمدینژاد را خواهیم دید که به یکی از آن لبخندهای ژکوندیاش میزند و میگوید: سلام!
(امروز خواستم طنز بنویسم نمیدانم چرا این جوری از کار درآمد. شرمنده!)
خود آقای احمدینژاد هم بنده خدا کم خاطره ترس و تلخ ندارد. یعنی به قول معروف خیاط هم گاهی اوقات در کوزه میافتد. از جمله همین چند روز پیش که فرموده بودند تلخترین خاطرهی عمرشان آن وقتیست که خاتمی به دیدن شیراک، رئیس جمهور فرانسه در کاخ الیزه رفت. طفلک آقای احمدینژاد! فکرش را بکنید ببینید چقدر عذاب کشیده وقتی دیده رئیس جمهور ایران در حالی دارد در یک مراسم رسمی شرکت می کند که نه عدهای علیه او داد میزنند ، نه مجری مراسم او را با عنوان بدی معرفی میکند، نه سایر مهمانها به نشانه اعتراض جلسه را ترک میکنند و نه هیچ کدام از این کارها. واقعا بعد از سالها دلم برای آقای احمدینژاد سوخت. پیش از این آخرین باری که دلم برای دکتر سوخته بود وقتی بود که در دانشگاه کلمبیا به ایشان آن همه نازا گفتند اما بعد که تشریف آوردند و گفتند همه داشتند ما را تشویق میکردند؛ فهمیدم که بر خلاف ذهنیت من " shut up " نه تنها یک فحش نیست بلکه علامت تشویق است و از این رو دیگر دلم نسوخت تا الان.
به هر حال که دلم خیلی برای این رئیس جمهور مظلوم و راستگو و سربلند سوخته است و تصمیم دارم برای جلوگیری از چنان خاطرات تلخی، یا به خود ایشان رای بدهم و یا از یک کاندیدای دیگر، اول قول بگیرم که هر کجا رفت از همان علامتهای تشویق و احترام بگیرد و بعد به او رای بدهم. هر چند که بعید می دانم چنین شرط و شروطی لازم باشد. اصل جنس بیخ گوشمان... برویم با اغیار معامله کنیم؟
معرفی وبلاگ
محمود جوادی، کاریکاتوریست در وبلاگش با نام كلبه كاريكاتور ،کاریکاتور جالبی کشیده که هیچ ربطی به هیچ جا ندارد و به همین خاطر اینجا نقلش می کنیم ولی شما جایی نقلش نکنید که بوی خوشی از اوضاع نمیآید. 
منبع: فرارو